<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سایت اطلاع رسانی آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی ره</title>
	<atom:link href="http://fa.tabrizi.org/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://fa.tabrizi.org</link>
	<description>استفتاءات, عکس, فیلم , کارهای فرهنگی, آیت الله تبریزی ره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 16 May 2012 11:35:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>فضیلت سفر به سرزمین کربلا</title>
		<link>http://fa.tabrizi.org/1391/02/27/%d9%81%d8%b6%d9%8a%d9%84%d8%aa-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%85%d9%8a%d9%86-%d9%83%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7/</link>
		<comments>http://fa.tabrizi.org/1391/02/27/%d9%81%d8%b6%d9%8a%d9%84%d8%aa-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%85%d9%8a%d9%86-%d9%83%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 May 2012 11:33:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه نخست]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله میرزا جواد تبریزی]]></category>
		<category><![CDATA[در نزد مرحوم ميرزا]]></category>
		<category><![CDATA[فضيلت سفر به سرزمين كربلا]]></category>
		<category><![CDATA[قداست قضاياى سيد الشهداء]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.tabrizi.org/?p=5531</guid>
		<description><![CDATA[قداست قضایاى سید الشهداء (علیه السلام) در نزد مرحوم میرزا (قدس سره) فقیه مقدّس، میرزاى تبریزى قدس سره در حفظ شعائر سالار شهیدان، امام حسین (علیه السلام) سخت تلاش مى کردند و همواره مقابل شبهات ایستادگى کرده و با افراد شبهه افکن با صراحت و شجاعت مقابله مى نمودند. بعداز سقوط حکومت عراق و کشتار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="alignnone size-full wp-image-5532" title="Ashegh-e-hossein" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/2012/05/Ashegh-e-hossein.jpg" alt="" width="300" height="175" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قداست قضایاى سید الشهداء (علیه السلام) در نزد مرحوم میرزا (قدس سره)</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">فقیه مقدّس، میرزاى تبریزى قدس سره در حفظ شعائر سالار شهیدان، امام حسین (علیه السلام) سخت تلاش مى کردند و همواره مقابل شبهات ایستادگى کرده و با افراد شبهه افکن با صراحت و شجاعت مقابله مى نمودند. بعداز سقوط حکومت عراق و کشتار مردم مظلوم شیعه توسط »وهابیون« در داخل عراق، همواره از مرحوم میرزا قدس سره <span id="more-5531"></span>در خصوص سفر به کربلا و بعضى عزادارى ها سؤال مى شد) آنان که این سؤال ها را مطرح مى کردند، انتظار داشتند مرحوم میرزا قدس سره سفر به کربلا با آن وضعیت موجود، و انجام بعضى مراسم را تحریم کنند) . امّا مرحوم میرزا قدس سره با کمال اخلاص وفروتنى در جواب سؤال کنندگان مى فرمود: »من در دستگاه سیدالشهداء) امام حسین علیه السلام (دخالت نمى کنم، دخالت در این امور جرأت مى خواهد که من آن جرأت را ندارم. هر گفتارى، فردا در نزد پروردگار جواب مى خواهد و من توان جوابگویى را ندارم. من خود عاشق حسینم و حاضرم همه ى هستى خود را در راه آن حضرت فدا کنم و معتقدم هر کارى که بکنند، باز هم مردم در جهت زیارت و ارادت به سالار شهیدان کوتاهى نخواهند کرد؛ بلکه شوق و علاقه ى آنان هر روز از روز دیگر بیشتر و بیشتر خواهد شد. هرکس در این مسایل خودش تکلیف خود را تشخیص مى دهد، چه اشکال دارد انسان در راه زیارت سیدالشهداء) امام حسین علیه السلام (جان خود را فدا کند! مگر ما از خاندان اهل بیت (علیهم السلام) برتریم؟! آنان در راه خدا از همه ى هستى خود گذشتند. خداوند این جوانان مخلص را حفظ کند که این گونه با اخلاص، ارادت خود را به اهل بیت (علیهم السلام) نشان مى دهند. من براى همه ى آن عزیزانى که در راه احیاى شعائر حسینى تلاش مى کنند، دعا مى کنم.«</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000080;">کسى در قضایاى امام حسین (علیه السلام) مؤاخذه نمى شود</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000080;">نظر مرحوم میرزا (قدس سره) در مورد سفر به کربلا در موقع خطر</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">یکى از تجّار اخیار مى گوید: قرار بود حدود چهل نفر از زائرین عتبات مقدّسه را راهى کشور عراق کنم و همزمان با مهیّا شدن، درگیرى در عراق شدید شد به طورى که ترسیدم براى زائرین اتفاقى رخ دهد. خدمت فقیه مقدّس راحل، آیت اللَّه العظمى میرزا جواد تبریزى (قدس سره) رسیدم و از ایشان سؤال کردم که با تعدادى زائر عاشق مى خواهیم به عراق مشرّف شویم ولکن خوف داریم، چه کنیم؟ مرحوم میرزا (قدس سره) گفتند: اگر واقعاً خوف دارید سفر را به تأخیر بیندازید. با توجّه به اینکه همه ى زائرین مهیّا بودند، سخت بود آن سفر را به تأخیر بیندازم. از این رو به مرحوم میرزا (قدس سره) گفتم: آقا! اگر آن ها را به زیارت بردم و خداى ناکرده براى آنان اتفاقى افتاد، فرداى قیامت مؤاخذه خواهم شد؟ ناگهان دیدم مرحوم میرزا (قدس سره) آهى از درون، که نشان از عشق سرشار ایشان به زیارت کربلا بود، کشیده و گفتند: کسى به خاطر امام حسین (علیه السلام) مؤاخذه نمى شود!<br />
این کلام در دل من جاى گرفت و قوّت قلبى براى سفر شد. مرحوم میرزا (قدس سره) آن قدر با اخلاص و قاطعیّت این کلام را بیان کرد که هرگاه یاد آن لحظه مى افتم، بى اختیار اشک چشمانم را فرا مى گیرد. این کلام چنان قوّتى در وجودم ایجاد کرد که على رغم آن درگیرى ها به زیارت عتبات مقدّسه مشرّف شدیم و دائم در ذهنم مرور مى کردم که کسى به خاطر قدم برداشتن در راه امام حسین (علیه السلام) فرداى قیامت مؤاخذه نمى شود. روحش شاد باد که در هر کلامش دنیایى از معنا نهفته بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.tabrizi.org/1391/02/27/%d9%81%d8%b6%d9%8a%d9%84%d8%aa-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%85%d9%8a%d9%86-%d9%83%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علاقه ى مرحوم میرزا (قدس سره) به مجلس روضه</title>
		<link>http://fa.tabrizi.org/1391/02/27/%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d9%89-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%88%d9%85-%d9%85%d9%8a%d8%b1%d8%b2%d8%a7-%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%b3%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%b1%d9%88%d8%b6/</link>
		<comments>http://fa.tabrizi.org/1391/02/27/%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d9%89-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%88%d9%85-%d9%85%d9%8a%d8%b1%d8%b2%d8%a7-%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%b3%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%b1%d9%88%d8%b6/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 May 2012 10:53:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه نخست]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله میرزا جواد تبریزی]]></category>
		<category><![CDATA[به مجلس روضه]]></category>
		<category><![CDATA[علاقه ى مرحوم ميرزا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.tabrizi.org/?p=5522</guid>
		<description><![CDATA[معروف بود وقتى که فقیه اهل بیت، میرزاى تبریزى قدس سره در مجلس روضه حاضر مى شدند به شدّت گریه مى کردند؛ به طورى که تأثیر عجیبى بر حاضرین در آن مجلس مى گذاشت و طلّاب، به خصوص طلّاب جوان غرق در چهره ى نورانى این فقیه مى شدند که چگونه در مصایب اهل بیت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="alignnone size-full wp-image-5523" title="rozeh" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/2012/05/rozeh.jpg" alt="" width="300" height="175" /></p>
<p style="text-align: justify;">معروف بود وقتى که فقیه اهل بیت، میرزاى تبریزى قدس سره در مجلس روضه حاضر مى شدند به شدّت گریه مى کردند؛ به طورى که تأثیر عجیبى بر حاضرین در آن مجلس مى گذاشت و طلّاب، به خصوص طلّاب جوان غرق در چهره ى نورانى این فقیه مى شدند که چگونه در مصایب اهل بیت (علیهم السلام) همچون ابر بهارى اشک مى ریزند. و این جاى تعجّب ندارد که دلسوخته اى در فراق محبوبش نه تنها اشک، بلکه خون بگرید، محبوبى که نه تنها در قلب آدمیان عاشق، بلکه در قلب تمام مخلوقات عالم هستى جایى به خود اختصاص داده، به وسعت آسمان ها که حتى جن و انس، دیو و دد بر حسین (علیه السلام) مى گریند، این نه صرف ادعاست که شیخ الائمة، رئیس مذهب فرمود: »بَکَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ وَ الطَّیْرُ وَ الْوَحْشُ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیّ (علیه السلام) حَتَّى ذَرَفَتْ (۱۳) دُمُوعُهَا« (۱۴) .<br />
مرحوم میرزا (قدس سره) با توجّه به عشق و علاقه به گریه کردن در مصایب خاندان ختم الرسل صلى الله علیه وآله، همیشه به فرزند خود مى فرمودند: به منبرى ها بگویید بیشتر روضه بخوانند. ایشان عاشق روضه ى اهل بیت (علیهم السلام) بودند و با کمال تواضع با آن دستمال سیاهى که وصیّت کرده بود در قبر همراهشان دفن شود، اشک هاى خود را پاک مى کردند و با آن حالت ملکوتى، فانى در حب اهل بیت (علیهم السلام) مى شدند و در مظلومیت آنان به شدت اشک مى ریختند و علاوه بر آنکه خود گریه شدید مى کردند توجه داشتند که حاضرین هم حالت بکاء به خود بگیرند و اگر مشاهده مى کردند کسى بى تفاوت نشسته است یا خود تذکر مى دادند یا به دیگران اشاره مى کردند که تذکر دهید، دوست داشتند مجلس روضه به طول انجامد و هر پنج شنبه صبح ها مجلس عزا در دفتر اقامه مى کردند و خود عاشقانه در آن شرکت مى کردند و به مقام والاى اهل بیت (علیهم السلام) عرض ادب داشتند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.tabrizi.org/1391/02/27/%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d9%89-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%88%d9%85-%d9%85%d9%8a%d8%b1%d8%b2%d8%a7-%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%b3%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%b1%d9%88%d8%b6/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چه توصیه‏اى براى ماه مبارک رجب المرجب مى‏ فرمایید؟</title>
		<link>http://fa.tabrizi.org/1391/02/26/%da%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b5%d9%8a%d9%87%e2%80%8f%d8%a7%d9%89-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%89-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83-%d8%b1%d8%ac%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%a8/</link>
		<comments>http://fa.tabrizi.org/1391/02/26/%da%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b5%d9%8a%d9%87%e2%80%8f%d8%a7%d9%89-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%89-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83-%d8%b1%d8%ac%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 14:45:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه نخست]]></category>
		<category><![CDATA[نصایح]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله میرزا جواد تبریزی]]></category>
		<category><![CDATA[براى]]></category>
		<category><![CDATA[رجب المرجب]]></category>
		<category><![CDATA[ماه مبارك]]></category>
		<category><![CDATA[چه توصيه‏اى]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.tabrizi.org/?p=5515</guid>
		<description><![CDATA[چه توصیه‏اى براى ماه مبارک رجب المرجب مى‏ فرمایید؟ »یا ذا الجلال والإکرام یا ذا النعماء والجود یا ذا المن والطول حرّم شیبتى على النار«. خدا را شکر گذاریم که بار دیگر به ما توفیق عنایت فرمود: ماه رجب را که به فرموده رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله ماه بزرگ خداست و ماهى به حرمت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="alignnone size-full wp-image-5518" title="rajab" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/2012/05/rajab1.jpg" alt="" width="300" height="175" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;"><strong>چه توصیه‏اى براى ماه مبارک رجب المرجب مى‏ فرمایید؟</strong></span><br />
»یا ذا الجلال والإکرام یا ذا النعماء والجود یا ذا المن والطول حرّم شیبتى على النار«.<br />
خدا را شکر گذاریم که بار دیگر به ما توفیق عنایت فرمود: ماه رجب را که به فرموده رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله ماه بزرگ خداست و ماهى به حرمت و فضیلت آن نمى‏رسد درک کنیم. رسول گرامى اسلام فرمود: هرکس در ماه رجب یک روز را روزه بگیرد مستوجب خشنودى خدا خواهد شد و از غضب الهى در امان خواهد بود و درهاى جهنم بر روى او بسته خواهد شد. <span id="more-5515"></span>حال که خدا این توفیق بزرگ را به ما عنایت فرموده قدر آن را بدانیم و در این ماه مبارک ارتباط خود را با خداى منان قوى سازیم و با تمسک به اهل بیت‏علیهم السلام آخرت خود را آباد سازیم دنیا زودگذر است و خصوصاً عزیزان نسل جوان توجه نمایند که خداى ناکرده از این روزهاى مبارک غافل نگذرند و با توسل و عبادت برکات این ماه عزیز را درک نمایند وجود مقدس امام صادق‏علیه السلام به نقل از رسول مکرم اسلام‏صلى الله علیه وآله فرمود: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش نمائید که خدا آمرزنده و مهربان است.<br />
یکى از اسامى این ماه عزیز »اصب« مى‏باشد و بدان جهت به آن اصب گفته‏اند که رحمت بى کران خداوند در این ماه عزیز بیشتر از ماه‏هاى دیگر شامل حال بندگان مى‏شود پس بسیار بگوید: استغفر اللَّه واسئله التوبه، امر دیگرى که به عظمت و فضیلت این ماه افزوده است ولادت با سعادت مولاى متقیان و امیرمؤمنان على بن ابى طالب‏علیه السلام در این ماه است که افتخار ما شیعیان تمسک به حبل ولایت اوست که تنها راه نجات است و همچنین در این ماه عزیز )ان شاء اللَّه( توفیق درک ایام البیض خواهیم داشت که سعادتى بزرگ براى بندگان خداست مؤمنین ان شاء اللَّه با شرکت در مراسم معنوى اعتکاف و برگزارى مجالس توسل و انابه براى تعجیل در فرج قطب عالم امکان و فریادرس مظلومان آقا ولیعصر)عج( و جهت رفع فتنه از همه مؤمنین دعا نمایند.<br />
سالم مى‏گوید: در اواخر ماه رجب خدمت امام صادق‏علیه السلام رسیدم از من پرسید آیا روزه گرفته‏اى؟ عرض کردم: خیر، فرمود: آن قدر ثواب از تو فوت شده است که قدر آن را خدا مى‏داند! آنگاه فرمود: سالم اگر یک روز از آخر این ماه را روزه بگیرى از شدت سکرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر در امان خواهى بود و هر کس دو روز روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر کس سه روز از آخر این ماه را روزه بدارد ایمن گردد از ترس روز قیامت و از شدت‏ها و سختیهاى آن و خداوند به او عنایت فرماید ایمنى از آتش جهنم را.<br />
در پایان از خداوند متعال عاجزانه مسألت مى‏نمایم که با فرج مولایمان ارواحنا فداه قلوب همه مؤمنین را تسلى بخشیده و در این ماه مبارک که ماه اجابت دعاست دعاهایمان را مستجاب فرماید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.tabrizi.org/1391/02/26/%da%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b5%d9%8a%d9%87%e2%80%8f%d8%a7%d9%89-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%89-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83-%d8%b1%d8%ac%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا در کارهایم موفق نیستم؟؟</title>
		<link>http://fa.tabrizi.org/1391/02/26/quran-2/</link>
		<comments>http://fa.tabrizi.org/1391/02/26/quran-2/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 14:17:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه نخست]]></category>
		<category><![CDATA[نصایح]]></category>
		<category><![CDATA[به هر درى مى‏زنم]]></category>
		<category><![CDATA[فرجى حاصل نمى‏شود]]></category>
		<category><![CDATA[مى‏فرماييد]]></category>
		<category><![CDATA[چرا در كارهايم موفق نيستم]]></category>
		<category><![CDATA[چه نصيحتى]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.tabrizi.org/?p=5509</guid>
		<description><![CDATA[چرا در کارهایم موفق نیستم و به هر درى مى‏زنم فرجى حاصل نمى‏شود. چه نصیحتى مى‏فرمایید؟ بسمه تعالى؛ سعى کنید زیاد قرآن بخوانید و سوره‏ى »ملک« را تکرار کنید، توسل خود را زیاد کرده، و اهل بیت‏علیهم السلام را واسطه قرار دهید، ان شاء اللَّه مشکل رفع خواهد شد. مأیوس نباشید که رحمت خدا واسع [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="alignnone size-full wp-image-5510" title="quran" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/2012/05/quran.jpg" alt="" width="300" height="175" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>چرا در کارهایم موفق نیستم و به هر درى مى‏زنم فرجى حاصل نمى‏شود. چه نصیحتى مى‏فرمایید؟</strong></span><br />
بسمه تعالى؛ سعى کنید زیاد قرآن بخوانید و سوره‏ى »ملک« را تکرار کنید، توسل خود را زیاد کرده، و اهل بیت‏علیهم السلام را واسطه قرار دهید، ان شاء اللَّه مشکل رفع خواهد شد. مأیوس نباشید که رحمت خدا واسع است. شما در حال امتحان هستید، خداى ناکرده کفران نعمت نکنید که خداوند ناظر بر اعمال است و بنده‏هاى خود را به طرق مختلف امتحان مى‏کند. تحمل این مشاکل، در نهایت براى شما موجب علو درجه خواهد شد. با توکل به خدا و توسل به اهل بیت‏علیهم السلام ناامیدى را از خود دور کنید که موفق خواهید شد. به خود تلقین نکنید که در کارها موفق نیستم، بگویید من تلاش خود را مى‏کنم، خداوند ان شاء اللَّه به برکت اهل بیت‏علیهم السلام عنایت خواهد کرد. شاید بعضى از این افکار القاى شیطان باشد نا امید نشوید، موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.tabrizi.org/1391/02/26/quran-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عصمت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س)</title>
		<link>http://fa.tabrizi.org/1391/02/22/esmat/</link>
		<comments>http://fa.tabrizi.org/1391/02/22/esmat/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 13:44:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه نخست]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبتها]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[صدیقه]]></category>
		<category><![CDATA[عصمت]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمة بضعة منّی]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمة بضعة منّی، من اغضبها فقد أغضبنی]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه]]></category>
		<category><![CDATA[فقد أغضبنی]]></category>
		<category><![CDATA[من اغضبها]]></category>
		<category><![CDATA[کبری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.tabrizi.org/?p=3275</guid>
		<description><![CDATA[متعصب‌ترین و نقادترین فقهای اهل سنّت، بخاری را صحیح و معتبر می‌دانند، در این کتاب از ابی ولید از ابن عیینه، از عمرو بن دینار، از ابن ابی ملیکه از موربن مخرمه روایت شده است که رسول الله(ص) فرمود: فاطمة بضعة منّی، من اغضبها فقد أغضبنی فاطمه(س) پارة تن من است، هر آنکس او را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/2011/03/zhara-veladat.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-5500" title="zhara-veladat" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/2011/03/zhara-veladat.jpg" alt="" width="300" height="175" /></a></p>
<p>متعصب‌ترین و نقادترین فقهای اهل سنّت، بخاری را صحیح و معتبر می‌دانند، در این کتاب از ابی ولید از ابن عیینه، از عمرو بن دینار، از ابن ابی ملیکه از موربن مخرمه روایت شده است که رسول الله(ص) فرمود:</p>
<p>فاطمة بضعة منّی، من اغضبها فقد أغضبنی<span id="more-3275"></span></p>
<p>فاطمه(س) پارة تن من است، هر آنکس او را غضبناک کند مرا خشمگین کرده است.</p>
<p>و ما کان المؤمنون لینفروا کافّة فلولا نفر من کلّ فرقة منهم طائفة لیتفقّهوا فی الدّین ولینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم لعلّهم یحذرون.۱</p>
<p>نباید مؤمنان همگی بیرون رفته و رسول را تنها بگذارند بلکه چرا از هر طائفه‌ای گروهی برای جنگ و گروهی نزد رسول برای آموختن علم مهیا نباشند؟ تا آن علمی که آموخته‌اند به قوم خود بیاموزند که قومشان هم شاید خداترس شده و از نافرمانی حذر کنند.</p>
<p>صاحب معالم(ره) فقه را اینگونه تعریف می‌کند: «علم به احکام شرعی فرعی به وسیلة ادّلة تفصیلی آنها». اما این تعریف، تعریف جامعی نیست، چرا که قرآن و سنّت قطعی، فقه را در این چارچوب منحصر نکرده‌اند، این یک بحثی است بسیار مهم و جدی که نیاز به تحقیقات زیادی در مباحث اجتهاد و تقلید به شکلی ویژه دارد، و همچنین در مباحث ولایت فقیه، امر به معروف و نهی از منکر، وجوب تعلیم جاهل و ارشاد او، حجیت خبر و حجیت فتوی.</p>
<p>امّا کلمة «لولا» در آیه، حرف تحضیض است؛ یعنی تشویق به فقه و درک دین. تفقه در دین، فقط تفقه در احکام طهارت نیست، طهارت بخش کوچکی از دین است، برخی از یک شی، تمام آن شی نیست. فقهی که هم اکنون معروف است به چهار قسمت تقسیم می‌شود؛ ایقاعات، عقود، احکام و عبادات، هرکدام از اینها قسمت کوچکی از فقه است، حوزة فقه بسیار وسیع‌تر از آنهاست. از دیدگاه امام صادق(ع) فقیه، فقط کسی که علم اصول فقه و مبانی اصول را از مباحث وضع الفاظ تا آخر مبحث تعادل و تراجیح می‌خواند نیست، کسی که علم فقه را از بحث طهارت تا احکام عاقله می‌خواند نیست، خداوند متعال می‌فرماید: «لیتفقّهوا فی الدین و لینذروا قومهم» یعنی فقیه کسی است که مردم را از تمام دین انذار می‌کند، پس فقیه باید تمام دین را درک کرده باشد. برای کسانی مثل شما که در این راه قدم برداشته باید این جمله کاملاً واضح باشد، فقیهی که بخشی از فقه را درک کند و به همان اکتفا کند همانند بنّایی است که ساختمانش را نصف و نیمه رها کرده است. چنین فقیهی امکان ندارد مشکلات دینی مردم را حل کند.</p>
<p>مراد خداوند از «کسانی که در دین تفقه کنند»، فقیهانی است که برگزیدة قومشان هستند، کسانی که صلاحیت تفقه در دین و انذار را داشته باشند تا اینکه بتوانند مشکلات دینی مردم را حل کنند.</p>
<p>در «لیتفقّهوا فی الدین &#8230;» مراد کدام دین است؟ همان دینی که حضرت ابراهیم و یعقوب به آن سفارش کردند:</p>
<p>و وصّی بها إبراهیم بنیه و یعقوب یا بنیّ إنّ الله اصطفی لکم الدّین فلا تموتنّ إلاّ و أنتم مسلمون.۲</p>
<p>ابراهیم و یعقوب به فرزندان خود راجع به تسلیم بودن در فرمان خدا سفارش و توصیه نمودند. ای فرزندان! خدا شما را به آیین پاک برگزید، پیوسته از آن پیروی کنید و تا پای جان سپردن الاّ تسلیم رضای خدا نباشید.</p>
<p>و همان دینی که خداوند تعالی می‌فرماید:</p>
<p>إنّ الدّین عند الله الاسلام و ما اختلف الّذین أوتوا الکتاب إلّامن بعد ماجاءهم العلم بغیاً بینهم و من یکفر بآیات الله فإنّ الله سریع الحساب.۳</p>
<p>همانا دین پسندیده نزد خدا آئین اسلام است و اهل کتاب در آن راه مخالفت نپیمودند مگر پس از آنکه به حقانیت آن آگاه شدند و این خلاف را از راه رشک و حسد در میان آوردند و هرکس به آیات خداوند کافر شود بترسد که محاسبه خدا زود خواهد بود.</p>
<p>پس منظور از تفقّه مطلوب، تفقه در اسلام است. که لازمه‌اش وجود فقیهی مطلوب است که در این آیه کریمه به صفات آن اشاره شده است، آن فقیه همان اکسیر اعظم است.</p>
<p>به عنوان مثال در احکام فقهی آمده است که: «ملعون است کسی که نمازش را به تأخیر بیاندازد تا اینکه ستارگان ظاهر شوند» و همچنین داریم که «ملعون است کسی که ریاست را دوست داشته باشد». چرا اولین حدیث را حکمی فقهی می‌دانیم و دومین حدیث را نه؟ از طرفی علاوه بر اینکه بحث می‌کنیم که معنای «لعن» چیست؟ آیا دلالت بر حرمت دارد یا کراهت؟ موضوع و محمولش چیست؟ باید بحث کنیم که چرا کسی که ریاست را دوست دارد لعن می‌شود، دوست داشتن ریاست به چه معناست، آیا لعن در اینجا لعن تمحیضی است یا تحریمی؟ اینها مسائل مهمی است که الحمدلله شما در سطحی از علوم هستید که با آنها آشنایید.</p>
<p>یا اینکه مبحث وجوب «تولّی» و «تبّری». که در آنجا از این بحث می‌شود که آیا بر ما واجب است تا از هرکسی که ولی خدا و حجّت خدا را به غضب در می‌آورد برائت جوییم، آیا این فقه است یا نه؟ آیا برائت واجب است یا نه؟ اگر واجب است کدام موضوع است و کدام محمول؟ نسبت بین این دو فرض چیست؟ یا اینکه آیا واجب است که تبّری و تولّی در هر سطحی مساوی با هم باشند. تا زمانی که این مسائل در دین وجود دارد ناچاریم که در آنها تفقه کنیم، و با این تفقه است که مشمول این بخش از آیه می‌شویم که «لیتفقهوا فی الدین» و پس از تفقه، انذار مردم و «لینذروا قومهم».</p>
<p>مقام صدیقه کبری فاطمه زهرا(س) مقام بسیار بزرگی است، ایشان بر گردن مسلمانان حق بزرگی دارند، ولی متأسفانه آنگونه که مستحق است این حق را ادا نکرده‌ایم، از آن می‌ترسم که محکمه‌ای در دنیا که قاضی آن حضرت صاحب الزمان، ارواحنا له الفداء، و یا در آخرت که قاضی آن خداوند تبارک و تعالی باشد تشکیل شود و ما را مورد سؤال قرار دهند که آیا برای ادای حقتان نسبت به حضرت فاطمه زهرا(س) کاری انجام داده‌اید؟ حتی به مقدار اعتراف یک فقیه سنی؟ می‌ترسم که آن زمان جوابی نداشته باشیم.</p>
<p>باید آنچه را که صحیح بخاری دربارة حقوق حضرت فاطمه(س) آورده است را ببینیم و لو غیر عامدانه؟ متعصب‌ترین و نقادترین فقهای اهل سنّت، بخاری را صحیح و معتبر می‌دانند، در این کتاب از ابی ولید از ابن عیینه، از عمرو بن دینار، از ابن ابی ملیکه از موربن مخرمه روایت شده است که رسول الله(ص) فرمود:</p>
<p>فاطمة بضعة منّی، من اغضبها فقد أغضبنی</p>
<p>فاطمه(س) پارة تن من است، هر آنکس او را غضبناک کند مرا خشمگین کرده است.</p>
<p>می‌خواهیم در مورد این حدیث بحث و بررسی کنیم، حدیثی که یک فقیه سنی آن‌را روایت می‌کند و در میان فقهای اهل سنّت، سند این حدیث صحیح و از درجة بالایی برخوردار است، چرا که بخاری ـ کسی که در صحت احادیث بسیار محتاط است ـ آن را از امام جعفر صادق(ع) نقل کرده است و از طرفی ذهبی ـ که از نقادترین افراد نسبت به احادیث است ـ این حدیث را صحیح و معتبر دانسته و آن را به گونه‌ای دیگر روایت می‌کند:</p>
<p>إنّ الرّب یرضی لرضا فاطمة و یغضب لغضب فاطمة.۴</p>
<p>همان خداوند با خوشنودی فاطمه خشنود و با ناراحتی فاطمه ناراحت می‌شود.</p>
<p>پس در نزد آنها این حدیث از لحاظ سند در حد قطعی الصدور از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. ما حدیث بخاری را مفّسر و مؤیدی برحدیث ذهبی می‌دانیم. حال می‌گوییم این حدیث بر چه چیزی دلالت می‌کند؟ خشنودی و غضب در انواع مردم از کجا ناشی می‌شود؟ حیات نباتات به دو عامل بستگی دارد؛ عامل اول قوت جذب و عامل دوم قوت دفع است، این دو قوت در حیات حیوان به صورت دو قوة خشنودی و خشم ظاهر می‌شود، که هر دو ناشی از طبع و غریزه‌اند، امّا در حیات انسانی چه؟ معنای حیات انسانی آن است که هریک از ما به درجة انسانیتی برسد که رکن و پشتیبان وجودش، عقلش باشد، «دعامة الإنسان عقله»۵ اینجاست که عقل منشأ تمام خشنودی‌ها و خشم‌ها در وجود انسان می‌گردد، امّا قبل از آن، منشأ آن دو طبع و غریزه بود.</p>
<p>آیا من به مرحلة انسانیتی که منشأ خشنودی و خشمش، عقل است رسیده‌ام؟ می‌گویم: هرگز، اصلاً، هر عاقلی در اولین درجات تعقلش باید بداند که به درجة انسانف عاقل نرسیده است، این اعتراف خیلی مهم است.</p>
<p>آیا ما تاکنون نفهمیده‌ایم که محک انسانیت‌مان و میزان آن چیست و به چه مقدار است؟ خوشحالی و خشم ما به خاطر حاجات بدنی ما است، هرکدام از ما در وجود خود بنگرد، هنگامی که شخصی که به او اطمینان و اعتقاد دارد او را ترک کند، آیا ناراحت می‌شود یا نه؟ این ناراحتی خود یک گناه است، به درجة انسانیت نرسیده است، هیچ‌کدام از ما به درجة انسانیت نرسیده است مگر اینکه منشأ خشم و خشنودی او عقلانی باشد نه غریزی.</p>
<p>پس هرگاه در زندگی‌مان، منشأ خشنودی و خشم‌مان را، حتی برای یک بار از عقل دیدیم، آن موقع است که برای یک بار انسان شده‌ایم، امّا اگر خشنودی و غضبمان ناشی از بطن و فرج بود مطمئناً از حیوانات خواهیم بود ولی در شکل انسان.</p>
<p>امّا انسان عقلانی کسی است که برای همیشه با خشنودی عقل، خشنود می‌شود و با خشم عقل، خشمگین می‌گردد. پس اگر کسی را در روی کرة زمین پیدا کردید که به این درجه از شخصیت رسیده بود مرا خبر کنید تا پیش او بروم و نه تنها دستش را ببوسم، بلکه گرد وغبار گام‌هایش را نیز ببوسم.</p>
<p>بالاتر از این مرتبه مقامی است که ممکن است انسان به آنجا برسد، و آن زمانی است که ارادة انسان، در ارادة خداوند تبارک و تعالی فانی گردد، دیگر او اراده‌ای ندارد و ارادة او عین ارادة خداست. و این همان درجه‌ای است که تمام کارهایش «یرضی لرضا الله و یغضب لغضب ربّه» می‌شود. یعنی اگر فرزندش را کشتند، خشم او به خاطرخشم پروردگار است نه خشم نفسش و اگر فرزندش را زنده کردند به‌خاطر رضای خداوند خشنود می‌گردد، نه رضای نفسش، تصور این درجه بسیار مشکل است چه رسد به تحقق این امر!</p>
<p>این همان مقام عصمت خاتم‌الانبیاء(ص) است. عصمت آن مخلوقی که نظیرش در میان تمام مخلوقات وجود ندارد، کسی که حب و بغضش در حب و بغض خداوند فانی شده است. چیزی را دوست نمی‌دارد مگر اینکه خداوند آن را دوست بدارد و از چیزی خشمگین نمی‌شود مگر اینکه خداوند را از آن چیز خشمگین ببیند.</p>
<p>و این همان بشری است که به مقام «و ماینطق عن الهوی إن هو إلاّ وحی یوحی»۶ رسیده است. و این همان درجه‌ای است که از آن به عصمت خاتمیه تعبیر می‌شود، عصمتی که غیر از عصمت ابراهیمیه است، عصمت ابراهیمیه نیز با عصمت یونسیه متفاوت است.</p>
<p>عصمت حضرت یونس(ع) هم عصمت است اما:</p>
<p>وذا النّون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر علیه فنادی فی الظّلمات أن لا إله إلا أنت سبحانک إنّی کنت من الظّالمین.۷</p>
<p>و یاد آر حال یونس را هنگامی‌که از میان قوم خود غضبناک بیرون رفت و چنین پنداشت که ما هرگز او را در مضیقه و سختی نمی‌‌افکنیم آنگاه در آن ظلمت‌ها فریاد کرد که الهی، خدایی به جز ذات یکتای تو نیست تو از شرک و شریک پاک و منزهی و من از ستمکارانم.</p>
<p>او پیامبر خدا و معصوم است . اما خودش را محتاج می‌بیند که به مقامی بالاتر برسد «سبحانک إنّی کنت من الظّالمین». که آن حضرت، قبل از آنکه وارد شکم ماهی شود به آن مقام نرسیده بود.</p>
<p>همچنین یوسف(ع) نیز پیامبر خدا و معصوم است. و برهانی که خداوند به او نشان داد، همان عصمتش بود:</p>
<p>و لقد همّت به وهمّ بها لولا أن رأی برهان ربّه کذلک لنصرف عنه السّوء و الفحشاء إنّه من عبادنا المخلصین.۸</p>
<p>آن زن باز اصرار کرد و اگر لطف خاص خدا وبرهان روشن حق نگهبان یوسف نبود او هم به میل طبیعی اهتمام می‌کرد اینچنین عمل زشت و فحشا را از او دور کردیم که همانا او از بندگان معصوم ماست.</p>
<p>اما ایشان در یک درجه عصمت داشتند که:</p>
<p>و قال للّذی ظنّ أنّه ناج منهما اذکرنی عند ربّک فأنساه الشّیطان ذکر ربّه فلبث فی السّجن بضع سنین.۹</p>
<p>آنگاه یوسف از رفیقی که او را اهل نجات یافت درخواست کرد که مرا نزد پادشاه یاد کن در آن حال شیطان یاد خدا را از نظرش ببرد بدین سبب در زندان چند سال محبوس ماند.</p>
<p>اما تسلیم مطلق نسبت به حب و بغض، خشنودی و غضب خداوند، مقامی خاص است که این مقام مخصوص برترین مخلوقات و خاتم پیامبران و آقای رسولان است، این مقامی است که می‌توان گفت: اوست که از خشنودی خدا خشنود و از غضب خدا خشمگین می‌شود، و از طرفی دیگر خداوند تبارک و تعالی نیز از خشنودی او خشنود و از غضب او خشمگین می‌شود.</p>
<p>آیا بخاری و ذهبی فهمیده‌اند که چه چیزی را روایت کرده‌اند:</p>
<p>إنّ الرّب یرضی لرضا فاطمة و یغضب لغضب فاطمة.</p>
<p>و آیا فهمیده‌اند که اگر پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «همانا فاطمه(س) با خشنودی خدا خشنود و با غضب خدا غضبناک می‌شود».</p>
<p>این کلام دال بر این مطلب است که منشأ خشنودی و خشم حضرت فاطمه(س) نفس ایشان نیست بلکه منشأ آن خداوند تبارک و تعالی است. معنای این همان درجه عصمت کبری است که رسول الله(ص) دارد. بالاتر از آن، کلام پیامبر اکرم(ص) است که می‌فرمایند:</p>
<p>إنّ الرّب یرضی لرضا فاطمه و یغضب لغضب فاطمة.</p>
<p>همانا خداوند از خشنودی فاطمه(س) خشنود و از غضب او غضبناک می‌شود.</p>
<p>این به چه معناست که به درجه‌ای برسد که «لام» خشنودی از طرف فاطمه(س) باشد (یعنی خداوند از خشنودی فاطمه(س) خشنود شود و این مقام بالاتر است از اینکه فاطمه(س) از خشنودی خدا خشنود گردد.)</p>
<p>اینجاست که معنای این سؤال فهمیده می‌شود که فاطمه(س) را چه کسی می‌شناسد، این فاطمه(س) چه کسی است؟ و در جواب می‌گوییم: امام جعفر صادق(ع) کسی است که می‌داند فاطمه کیست، ایشان می‌فرمایند:</p>
<p>إنّما سمّیت فاطمة فاطمة لإنّ النّاس فطموا عن معرفتها.۱۰</p>
<p>همانا فاطمه، فاطمه نامیده شد، چرا که مردم از شناخت ایشان ناتوانند.</p>
<p>پس با دلیل ثابت کردیم که از معرفت و درک مقام حضرت فاطمه(س) عاجز هستیم، ما از معرفت آن درجة بالایی که خداوند متعال رضایش را در رضایت او و غضبش را در غضب او گذارده است عاجز هستیم، عاجز هستیم از معرفت این مخلوق ربانی و حورای انسانی، او کیست؟&#8230;</p>
<p>امیرمؤمنان حضرت علی(ع) در شب دفن پیکر مبارک حضرت فاطمه(س) می‌فرمایند:</p>
<p>أمّا حزنی فسرمد و أمّا لیلی فمسهّد۱۱</p>
<p>حزن و اندوهم همیشگی شد و خواب بر من حرام گشت.</p>
<p>بهتر است بدانیم کسی که این جمله را بیان می‌‌کند دنیا و آخرت را شناخته و هر دو آن‌ها را زیر پایش گذاشته است! چرا که اوست که فاطمه(س) را می‌شناسد. ملاحظه کنید هنگامی که برجنازة حضرت نماز می‌خواند چه می‌فرماید. آنچه برای او در کنار پیکر همسرش اتفاق افتاد، هیچ کجا رخ نداده است، نمی‌توانیم بیشتر از این بگوییم. از مصباح الأنوار در بحارالانوار حدیثی از ابی عبدالله الحسین(ع) نقل شده است. که حضرت فرمودند:</p>
<p>إنّ أمیرالمؤمنین(ع) غسل فاطمة(س) ثلاثاً و خمساً، و جعل فی الغسلة الخامسة الآخرة شیئاً من الکافور، و أشعرها مئزراً سابغا دون الکفن، و کان هو الذی یلی ذلک منها، و هو یقول: أللّهمّ إنّها أمتک، و بنت رسولک، وصفیّک و خیرتک من خلقک، أللهّمّ لقنها حجتّها، و أعظم برهانها، و أعل درجتها، و اجمع بینها و بین أبیها محمد(ص). فلمّا جنّ اللیل غسّلها علیّ، ووضعها علی السریر، و قال للحسن: أدع لی أباذر فدعاه، فحملا إلی المصلّی، فصلّی علیها ثم صلّی رکعتین، و رفع یدیه إلی السماء فنادی: هذه بنت نبیک فاطمة ، أخرجتها من الظّلمات إلی النور، فأضاءت الارض میلا فی میل!۱۲</p>
<p>امیرالمؤمنین(ع)، فاطمه(س) را سه بار و پنج بار غسل دادند، در آخر غسل پنجم مقداری از کافور استفاده کردند و مئزری بر بدن آن حضرت پوشاندند و سپس فرمودند: خدایا، فاطمه از آنف تو و دختر رسول توست، صفی و برگزیدة خلق توست، حجتش را به او نشان ده و مقام او را عالی گردان و بین او و پدرش جمع کن&#8230; و آن هنگام که شب شد، علی(ع) او را غسل داد و بر تختی خوابانید و رو به حسن کرد و گفت: اباذر را بیاور، و او آمد. حضرت فاطمه(س) را به سوی محراب حمل کرد و دوباره دو رکعت نماز به جا آورد، سپس دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: این دختر پیامبرت فاطمه است، او را از ظلمات خارج و به سوی نور هدایت فرما. در آن هنگام منطقه‌ای از زمین نورانی شد.</p>
<p>جملة آخر حضرت به چه معناست؟ ملاحظه بفرمایید، این جمله مجمل بیان شد، ممکن نیست جز برای غیرخدا این جمله گفته شود، می‌فرماید: خداوندا! فاطمه(س) را از این دنیای تاریکی‌ها گرفتی و به سوی نور، نور آسمان‌ها و زمین فرستادی.</p>
<p>ملاحظه بفرمایید که خداوند متعال دعای امیرالمؤمنین را اجابت فرمود. مثل اینکه خداوند به حضرت فرمود: بله، همان‌گونه که روح او را از نور پروردگارش خلق کردم او را به سوی نور فرستادم. و هنوز سخنان حضرت امیر(ع) تمام نشده بود که خداوند او را تصدیق نمود و نقطة نوری از بدن طاهر حضرت فاطمه(س) قسمتی از زمین را نورانی کرد.</p>
<p>این چه معنایی می‌دهد؟ به این معناست که «إنّالله و إنّا إلیه راجعون» برای همه است، ولی فاطمه(س) به نور خدا پیوست، نوری که از آن خلق شده بود.</p>
<p>این مقام فاطمه است&#8230; روحش به نور خداوندی پیوست و اینگونه آن جهان از بدن طاهری که از عالم ظلمانی به عالم روحانی شتافت استقبال نمود.</p>
<p>این فاطمه است که به آن مقام رسید. که «إنّ الربّ لیغضب لغضب فاطمة و یرضی لرضاها.» بهتر است که در اینجا به مناسبت اشاره‌ای کنیم به آنچه که بخاری در روایت صحیحه‌ای از عایشه آورده است که او گفت:</p>
<p>فاطمه(س) دختر رسول الله غضبناک شد و [یکی از صحابه] روی برگرداند، بعد از آن طولی نکشید که درگذشت.۱۳</p>
<p>و از دیگری روایت کرده است که:</p>
<p>حضرت فاطمه(س) به علی(ع) وصیت کرده بود که او را مخفیانه دفن کند و آنها را از محل دفن او آگاه نسازد.</p>
<p>از این اعترافات می‌شود به نتیجه‌ای رسید که دو مقدمه دارد. مقدمة اول همان است که اهل سنت می‌گویند که إنّ الله لیغضب لغضبها و همچنین می‌گویند که فاطمه(س) از آن صحابه غضبناک شد و از او روی برگرداند و در حالی که از او غضبناک بود درگذشت پس غضب خدا بر او حلال گشت و مقدمة دوم این است که خداوند می‌فرماید:</p>
<p>و من یحلل علیه غضبی فقد هوی.۱۴</p>
<p>و هرکس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p>پی‌نوشت‌ها:</p>
<p>برگرفته از کتاب: الحق المبین فی معرفة المعصومین(ع)، این سخنرانی در تاریخ (۹ جمادی الاول ۱۴۱۱ برابر با ۷/۹/۱۳۶۹) ایراد شده است.</p>
<p>۱٫ سورة توبه (۹)، آیة ۱۲۲٫</p>
<p>۲٫ سورة بقره (۲)، آیة ۱۳۲٫</p>
<p>۳٫ سورة آل عمران(۳)، آیة ۱۹٫</p>
<p>۴٫ مستدرک الحاکم، جلد ۳، ص ۱۵۴٫</p>
<p>۵٫ علل الشرایع، جلد ۱، ص ۱۰۳٫</p>
<p>۶٫ از روی هوا و هوس حرفی را نمی‌زند و هرچه که می‌فرماید چیزی جز وحی خداوندی که به او نازل شده نیست. سورة نجم (۵۳) ، آیة ۳ و ۴٫</p>
<p>۷٫ سورة انبیاء (۲۱)، آیة ۸۷٫</p>
<p>۸٫ سورة یوسف (۱۲)، آیة ۲۴٫</p>
<p>۹٫ سورة یوسف (۱۲)، آیة ۴۲٫</p>
<p>۱۰٫ تفسیر فرات، ص ۵۸۱٫</p>
<p>۱۱٫ امالی المفید، ص ۲۸۱٫</p>
<p>۱۲٫ مقتل حسین خوارزمی، ج۱، ص ۸۶ ؛ بحارالأنوار، جلد ۴۳، ص ۲۱۴٫</p>
<p>۱۳٫ صحیح بخاری، ج ۴، ص ۴۱٫</p>
<p>۱۴٫ سورة طه (۲۰)، آیة ۸۱٫</p>
<p>۱۵٫ سورة جمعه (۶۲)، آیة ۵٫</p>
<p>پدیدآورنده: آیت العظمی وحید خراسانی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.tabrizi.org/1391/02/22/esmat/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فاطمه زهرا (س)درنگاه ائمه معصوم(ع)</title>
		<link>http://fa.tabrizi.org/1391/02/22/zahr/</link>
		<comments>http://fa.tabrizi.org/1391/02/22/zahr/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 07:42:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه نخست]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبتها]]></category>
		<category><![CDATA[20]]></category>
		<category><![CDATA[40]]></category>
		<category><![CDATA[ائمه]]></category>
		<category><![CDATA[احادیث]]></category>
		<category><![CDATA[امامان]]></category>
		<category><![CDATA[حدیث]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[درنگاه]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[سخنان]]></category>
		<category><![CDATA[صدیقه]]></category>
		<category><![CDATA[طاهر]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه]]></category>
		<category><![CDATA[معصوم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.tabrizi.org/?p=3889</guid>
		<description><![CDATA[مقام والاى حضرت فاطمه زهرا(س) فقط ازمنظر معصومین(علیهم السلام) که همتاى ایشانند, قابل بیان است. کلمات و سخنان این بزرگواران حکایت از کرامت و عظمت والاى این بانوى عالمه دارد: ۱ ـ فاطمه(س) از نگاه امام امیرالمومنین(ع) در آخرین لحظات عمر مبارک حضرت فاطمه(س) وصایاى خویش را به همسرشان مى نمودند که ((اى پسرعمو! توهرگز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="alignnone size-full wp-image-3891" title="FATEME" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/FATEME.jpg" alt="FATEME" width="300" height="175" /></p>
<p>مقام والاى حضرت فاطمه زهرا(س) فقط ازمنظر معصومین(علیهم السلام) که همتاى ایشانند, قابل بیان است. کلمات و سخنان این بزرگواران حکایت از کرامت و عظمت والاى این بانوى عالمه دارد:</p>
<p>۱ ـ فاطمه(س) از نگاه امام امیرالمومنین(ع)<span id="more-3889"></span><br />
در آخرین لحظات عمر مبارک حضرت فاطمه(س) وصایاى خویش را به همسرشان مى نمودند که ((اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو وخائن نیافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نکردم.))</p>
<p>على(ع) که شاهد درگذشت تنها یاور و تسلى بخش خود است, مى فرماید: ((پناه به خدا! تو داناتر و پرهیزگارتر و گرامى تر و نیکوتر از آنى که من به جهت مخالفت کردنت با خود, تو را نکوهش کنم. دورى از تو و احساس فراقت برمن گران خواهد بود ولى گریزى از آن نیست. به خدا سوگند! با رفتنت مصیبت رسول خدا(ص) را برمن تازه کردى. انالله و اناالیه راجعون از این مصیبت بزرگ و دردناک و تاءثرآور و حزن انگیز!))(۱)</p>
<p>دقت درکلام على(ع) در این لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه(س) مى رساند. در نگاه امام على(ع) فاطمه در چنان مرتبه والایى از زهد و خداترسى و عمل به احکام الهى قرار دارد که تصور مخالفت او با همسرش ممکن نیست. حضرت على(ع) در پاسخ به ادعاهاى بى اساس معاویه مبنى بر فضایل امویان در نامه اى مى نویسد: ((&#8230; دو سید جوانان اهل بهشت از ماست و ((صبیه النار)) از شماست, کودکانى که نصیب آنان آتش گردید. بهترین زنان جهان از ماست. و ((حماله الحطب)) آنکه هیزم کشد براى دوزخیان از شماست. این فضلیت ها از ماست و آن فضیلت ها از شماست&#8230;))(۲)</p>
<p>در شعرى که به ایشان منسوب است, مى فرماید: ((من به فاطمه و فرزندانش مباهات مى کنم! آن گاه به رسول خدا(ص) افتخار مى کنم در آن هنگام که فاطمه را به همسرى من درآورد.))(۳)</p>
<p>شخصیت والایى چون حضرت على(ع) به همسرى بانوى جهان افتخار مى کند و همسرى با او را ملاک برترى خود و شایستگى اش بر رهبرى اسلام مى داند.</p>
<p>۲ ـ فاطمه(س) از نگاه امام حسن مجتبى(ع)</p>
<p>امام حسن(ع) در موارد بسیارى از مادرشان سخن گفته اند. من جمله: ((شبى دیدم مادرم در محراب به نماز ایستاده است و تا طلوع خورشید مشغول رکوع و سجود بود و شنیدم براى یکایک مردان و زنان دعا مى کرد و آنان را نام مى برد ولى براى خود چیزى نخواست. عرض کردم: مادر! چرا همان گونه که براى دیگران دعا مى کنى, براى خود دعا نمى کنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسایه بعد از آن خانه.))(۴)</p>
<p>۳ ـ فاطمه(س) از نگاه امام حسین(ع)</p>
<p>در روز عاشورا, در آن هنگام که لشکر دشمن امام حسین(ع) را احاطه کرد. ضمن خطبه مفصلى فرمودند: ((مرا بین کشته شدن و ذلت مخیر کرده اند و من هرگز تن به پستى نمى دهم. خدا و رسول مرا از چنین کارى باز مى دارند. همچنین نیاکان پاک و دامن هاى مطهر و پاکیزه اجازه چنین پذیرشى را به من نمى دهند.))(۵)</p>
<p>در یک کلام, امام حسین(ع) دلیل پایمردى و مقاومت خویش را تربیت الهى فاطمه(س) مى داند.</p>
<p>امام حسین(ع) نقل مى کند: ((آن زمان که رسول خدا(ص) در خانه ام سلمه بود, صرصائیل (یکى از فرشتگان الهى)) نزد پیامبر آمد و عرض کرد: نور را به عقد نور درآور. پیامبر فرمود: چه کسى را براى چه کسى؟ گفت: دخترت فاطمه(س) را براى على ابن ابى طالب. سپس در حضور جبرئیل و میکائیل و صرصائیل فاطمه را به عقد على درآورد.))(۶)</p>
<p>۴ ـ فاطمه(س) از نگاه امام سجاد(ع)</p>
<p>امام سجاد(ع) مى فرماید: ((وقتى که قیامت فرا رسد, منادى ندا مى دهد: در این روز, ترس و اندوهى به خود راه ندهید. همه خوشحال از این عفو عمومى سربالا مى برند. فاطمه(س) وارد محشر مى شود و گفته مى شود کسانى که به آیات ما ایمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلمانانى که دوستدار اهل بیت هستند, همگى سرها را بزیر اندازند. آن گاه اعلام مى شود: این است فاطمه دخت محمد(ص). او و همراهانش به سوى بهشت مى روند. خداوند فرشته اى را خدمت وى مى فرستد و مى گوید: حاجتت را از من بخواه!</p>
<p>فاطمه عرض مى دارد: پروردگارا! حاجت من آن است که مرا و کسانى را که فرزندان مرایارى کردند, مورد عفو قرار دهى.))(۷)</p>
<p>۵ ـ فاطمه(س) از نگاه امام محمدباقر(ع)</p>
<p>امام باقر(ع) به جابر روایت کردند که: ((&#8230; چون قیامت شود, جبرئیل ندا مى دهد: خدیجه دختر خویلد کجاست؟ مریم دختر عمران, آسیه دختر مزاحم, ام کلثوم خوهر موسى کجایند؟ آنان از جاى بر مى خیزند&#8230; اى اهل محشر! امروز من کرامت را براى محمد و على و حسن و حسین و فاطمه(علیهم السلام) قرار دادم. سرها را پایین بیاندازید و چشمها را فرو ببندید, چون فاطمه مى خواهد به بهشت برود. سپس جبرئیل ناقه اى بهشتى مىآورد و آن حضرت را به بهشت مى برد و لیکن ایشان وقتى نزدیک بهشت مى رسد درنگ مى کند. خداوند مى فرماید: درنگ شما براى چیست؟</p>
<p>فاطمه مى گوید: پروردگارا! دوست دارم در چنین روزى مقامم شناخته شود. خداوند مى فرماید: اى دختر حبیبم! برگرد و نظر افکن و هرکس را که دوستى تو یا دوستى یکى از فرزندان تو در دلش باشد, او را گرفته و وارد بهشت کن.))</p>
<p>در ادامه امام باقر(ع) مى فرماید: ((به خدا سوگند! اى جابر در آن روز فاطمه شیعیان و دوستانش را همانند پرنده اى که دانه خوب را از دانه بد جدا مى کند, از بین جمعیت جدا مى کند.))(۸)</p>
<p>۶ ـ فاطمه(س) از نگاه امام جعفر صادق(ع)</p>
<p>مرحوم مجلسى در ضمن روایتى از امام صادق(ع) نقل مى کند: ((فاطمه, صدیقه کبرى است. محور حرکت انسانهاى گذشته, معرفت و شناخت حضرت فاطمه بوده است.))(۹)</p>
<p>سید هاشم بحرانى روایت دیگرى از امام صادق(ع) نقل مى کند که: ((نبوت هیچ پیامبرى تکمیل نشد مگر این که به فضیلت آن حضرت اقرار نموده, محبت او را دارا باشد.))(۱۰)</p>
<p>امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه (اناانزلناه فى لیله القدر); مى فرماید: منظور از ((لیله)) فاطمه و منظور از ((قدر)) خداوند است. هرکس فاطمه را آن گونه که سزاوار است, بشناسد, ((لیله القدر)) را درک کرده است.))(۱۱)</p>
<p>۷ ـ فاطمه(س) از نگاه امام موسى کاظم(ع)</p>
<p>امام کاظم(ع) مى فرماید: ((همانا فاطمه, صدیقه و شهیده است.))(۱۲) سلیمان جعفر مى گوید: از امام کاظم(ع) شنیدم که فرمودند: ((در خانه اى که اسم محمد یا على, حسن, حسین, جعفر, عبدالله و از زنان فاطمه باشد, فقر و تنگدستى وارد نخواهد شد. ۱۳))()</p>
<p>۸ ـ فاطمه(س) از نگاه امام رضا(ع)</p>
<p>امام رضا(ع) از اجداد گرامیش نقل مى کند که پیامبر(ص) به على(ع) فرمودند: سه فضیلت به تو داده شد که به من داده نشده است. على(ع) عرض کرد: چه چیزهایى به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زنى چون من دارى که من چنین پدر زنى ندارم, همسرى چون فاطمه به تو داده شده که به من داده نشده است, حسن و حسین به تو داده شده که به من داده نشده است.))(۱۴)</p>
<p>امام رضا(ع) از پدران بزرگوار خود از رسول خدا(ص) نقل مى کند که پس از ازدواج على و فاطمه(علیهما السلام) خداوند عزوجل فرمودند: ((اگر على(ع) را نمىآفریدم براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زمین یافت نمى شد.))(۱۵)</p>
<p>۹ ـ فاطمه(س) از نگاه امام جواد(ع)</p>
<p>امام جواد(ع) خطاب به موسى بن قاسم که گفت: در حج از طرف مادرت نیز زیارت کردم و گاهى هم نکردم; فرمودند: ((آن را زیاد کن, زیرا که برترین چیزى است که بدان عمل مى کنى.))(۱۶)</p>
<p>زکریا بن آدم نقل مى کند: ((در محضر امام رضا(ع) بودم که امام جواد(ع) در حالى که بیش از چهار سال از عمرش نگذشته بود, وارد شد. وقتى نشست دستش را روى زمین قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتى طولانى به فکر فرو رفت. امام رضا(ع) فرمود: جانم فدایت! چرا این چنین در اندیشه اى؟ پاسخ داد: به جهت ستم هایى که نسبت به مادرم فاطمه(س) انجام دادند.))(۱۷)</p>
<p>۱۰ ـ فاطمه(س) از نگاه امام هادى(ع)</p>
<p>آن حضرت در مورد علت نامگذارى حضرت صدیقه طاهره(س) به ((فاطمه)), از رسول خدا(ص) نقل مى کند: ((دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه نامیدند که خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى دارد.))(۱۸)</p>
<p>۱۱ ـ فاطمه(س) از نگاه امام حسن عسکرى(ع)</p>
<p>امام حسن عسکرى(ع) از امام على(ع), از رسول خدا(ص) نقل مى کند که: ((آن هنگام که خداوند آدم و حوا را آفرید, آنان در بهشت به خود مباهات مى کردند. آدم به حوا گفت:</p>
<p>خداوند هیچ مخلوقى بهتر از ما نیافریده است. خداوند به جبرئیل فرمود: این دو بنده ام را به فردوس برین ببر! زمانى که وارد فردوس شدند, چشمانشان به بانویى افتاد که جامه اى زیبا از جامه هاى بهشتى در برداشت و تاجى نورانى بر سرگذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آویخته بود و بهشت از پرتو نور چهره اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئیل گفت: حبیبم جبرئیل! این بانو که از زیبایى چهره اش بهشت نورانى گشته, کیست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد(ص) پیامبرى از نسل تو است که در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: این تاجى که برسردارد, چیست؟ پاسخ داد: شوهرش على بن ابیطالب(ع) است. گفت: این دو گشواره که بر دو گوش او است چیست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسین مى باشند. آدم گفت: حبیبم! آیا اینان پیش از من آفریده شده اند؟ گفت: بلى, اینان در علم مکنون خداوند چهارهزار سال پیش از آن که تو آفریده شوى, وجود داشتند.))(۱۹)</p>
<p>۱۲ ـ فاطمه(س) از نگاه امام مهدى (عج)</p>
<p>حضرت بقیه الله(عج) فرمودند: ((دختر رسول خدا فاطمه(س) براى من سرمشق و الگوى نیکویى است.))(۲۰)</p>
<p>امام مهدى(ع) که با ظهور خویش عالم را متحول مى سازد, حضرت فاطمه(س) را الگوى عملى و حکومتى خویش مى شمرد و این, حکایت از مقام عظماى بانوى عالم, حضرت زهرا(س) دارد.</p>
<p>آنچه مطرح شد, قطره اى از دریاى وجود فاطمه(س) بود.(۲۱) به این امید که در قیامت ما را مشمول عنایت و شفاعت خود قرار دهد.</p>
<p>________________________________________</p>
<p>پى نوشتها:</p>
<p>۱ ـ فاطمه الزهرا من المهد الى اللحد, ص ۶۰۹ و ;۶۱۰ روضه الواعظین, ص ۱۵۱.</p>
<p>۲ &#8211; نهج البلاغه, نامه ۲۸.</p>
<p>۳ ـ دیوان امام على ابن ابى طالب(ع), محمدعبدالرحمن عوض, ص ۶۵.</p>
<p>۴ ـ بحارالانوار, ج ۴۳, ص ۸۱ و ۸۲, حدیث ۳.</p>
<p>۵ ـ همان, ج ۴۵, ص ۹.</p>
<p>۶ ـ همان, ج ۴۳, ص ۱۲۳, حدیث ۳۱.</p>
<p>۷ ـ عوالم العلوم, ۱۷۸۰/۲/۱۱ و ۱۷۷۹.</p>
<p>۸ ـ بحارالانوار, ج ۴۳, ص ۶۴.</p>
<p>۹ ـ همان, ص ۱۰۵.</p>
<p>۱۰ ـ مدینه المعاجز به نقل: فاطمه الزهرا بهجه القلب المصطفى, ص ۸۶.</p>
<p>۱۱ ـ بحارالانوار, ج ۴۳, ص ۶۵, حدیث ۵۸۰.</p>
<p>۱۲ ـ مرآه العقول, ج ۵, ص ۳۱۵.</p>
<p>۱۳ ـ سفینه البحار, ج ۴, ص ۲۹۵.</p>
<p>۱۴ ـ مسندالرضا, ج ۱, ص ۱۱۹, حدیث ۸۱.</p>
<p>۱۵ ـ همان, ج ۱, ص ۱۴۱, حدیث ۱۷۷.</p>
<p>۱۶ ـ اصول کافى, ج ۴, ص ۳۱۴, حدیث ۲.</p>
<p>۱۷ ـ بحارالانوار, ج ۵۰, ص ۵۹.</p>
<p>۱۸ ـ لسان المیزان, ج ۳, ص ۳۴۶.</p>
<p>۱۹ ـ بحارالانوار, ج ۵۳, ص ۱۸۰.</p>
<p>۲۰ ـ اهم منابع از کتب روایى و مذهبى بوده است. بویژه اصول کافى و بحارالانوار و مجلات پیام زن و آینه عصمت</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.tabrizi.org/1391/02/22/zahr/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دیگر مرا ام البنین نخوانید</title>
		<link>http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/om-albanin/</link>
		<comments>http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/om-albanin/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 13:42:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه نخست]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبتها]]></category>
		<category><![CDATA[البنين]]></category>
		<category><![CDATA[ام]]></category>
		<category><![CDATA[ام البنین]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت]]></category>
		<category><![CDATA[دیگر]]></category>
		<category><![CDATA[عباس]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مرا]]></category>
		<category><![CDATA[نخوانید]]></category>
		<category><![CDATA[وفات]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه نامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.tabrizi.org/?p=3585</guid>
		<description><![CDATA[مقدمه سیزدهم جمادی الثانی، یادآور روزی غم انگیز است؛ روزی که در آن مادری فداکار و بانویی با عظمت از تبار دلاوران، به سوی معبود پر کشید. ام البنین، مادر پسرانِ علی علیه السلام ، بعد از عمری تلاش، شکیبایی و استقامتْ با اهدای چهار فرزند رشید به پیش گاه مولایش، حسین بن علی علیه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin21.jpg" alt="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin21.jpg" width="429" height="42" /></p>
<p><strong>مقدمه</strong></p>
<p>سیزدهم جمادی الثانی، یادآور روزی غم انگیز است؛ روزی که در آن مادری فداکار و بانویی با عظمت از تبار دلاوران، به سوی معبود پر کشید. ام البنین، مادر پسرانِ علی علیه السلام ، بعد از عمری تلاش، شکیبایی و استقامتْ با اهدای چهار فرزند رشید به پیش گاه مولایش،<span id="more-3585"></span> حسین بن علی علیه السلام ، با دلی مالامال از محبت و عشق، راهی دیار دوست شد و در بقیع، آرام گاهِ خوبان، در جوار دیگر فرزند زهرا علیهاالسلام برای همیشه رحل اقامت افکند.</p>
<p><strong>نام و مشخصات</strong></p>
<p>نامش فاطمه و کنیه اش امُّ البنین (مادر پسران) است. پدرش حِزام، و مادرش ثمامه یا لیلاست. همسرش علی بن ابی طالب علیه السلام و فرزندانش عباس علیه السلام ، عبداللّه ، جعفر و عثمان هستند که هر چهار نفرْ در سرزمین کربلا و در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند. آرام گاه وی در مدینه منوّره و قبرستان بقیع است.</p>
<p><strong>ولادت ام البنین علیهاالسلام</strong></p>
<p>در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخ نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده اند، ولی یاد آور شده اند که تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل علیه السلام ، در سال ۲۶ ق اتفاق افتاده است.</p>
<p><strong>بانویی از تبار دلاوران عرب</strong></p>
<p>تاریخ گواهی می دهد که پدران و داییان حضرت ام البنین از دلیران عربِ پیش از اسلام بوده و از آن ها به هنگام نبرد، دلیرْمردی های فراوانی نقل شده است که در عین شجاعتْ بزرگ و پیشوای قوم خود نیز بوده اند، آن چنان که حاکمان زمانْ در برابرشان سرتسلیم فرود می آورند. اینان همانان هستند که عقیل ـ نسبْ شناس بزرگ عرب و برادر علی علیه السلام ـ به امیرالمؤمنین علیه السلام گفت: «در میان عرب از پدرانش شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود».</p>
<p><strong>انتخاب ام البنین علیهاالسلام برای همسری علی علیه السلام</strong></p>
<p>بعد از شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، علی بن ابی طالب علیه السلام برادرش عقیل را ـ که آشنا به علم نسب شناسی عرب بود ـ فرا خواند و از او خواست که برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند تا پسر دلیری برای مولا به ارمغان آورد.</p>
<p>عقیل، فاطمه کلابیه را برای حضرت برگزید که قبیله و خاندانش، بنی کِلاب، در شجاعت بی مانند بودند، و حضرت علی علیه السلام نیز این انتخاب را پسندید.</p>
<p><strong>خواستگاری از ام البنین علیهاالسلام</strong></p>
<p>بعد از این که عقیل شجره نامه های اَعراب را بررسی و ام البنین را انتخاب کرد، حضرت علی علیه السلام ، او را نزد پدر ام البنین فرستاد. پدرخشنود از این وصلت مبارک، نزد دختر خود شتافت و موضوع را در میان گذاشت. ام البنین نیز با سربلندی و افتخارْ پاسخ مثبت داد و پیوندی همیشگی بین وی و مولای متقیان علی بن ابی طالب علیه السلام برقرار شد.</p>
<p>امام علی علیه السلام ، در همسرش عقلی سترگ، ایمانی استوار، آدابی والا و صفاتی نیکو مشاهده کرد و او را گرامی داشت و از صمیم قلب در حفظ حُرمت او کوشید.</p>
<p><strong>اولین روز زندگی مشترک</strong></p>
<p>روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیه السلام گذاشت، حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آن که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و هم چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.</p>
<p style="text-align: center;">وقتی غمِ زهرا، شد همدم مولا تو آمدی ای گل، در خانه گل ها</p>
<p style="text-align: center;">بر دربِ حریمِ، کاشانه نشستی یعنی که کنیزِ، این خانه تو هستی</p>
<p><strong> تغییر نام</strong></p>
<p>فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک با علی علیه السلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را به نام دیگری صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات گذشته، در ذهن آن ها تداعی نگردد و رنج بی مادری آن ها را آزار ندهد.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin_89.jpg" alt="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin_89.jpg" width="300" height="175" /></p>
<p><strong>محبت بی دریغ ام البنین علیه السلام به فرزندان زهرا علیهاالسلام</strong></p>
<p>ام البنین بر آن بود که، در زندگی جای خالی حضرت زهرا علیهاالسلام را برای فرزندان ایشان پر کند؛ مادری که در اوج شکوفایی پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال زد: فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام در وجود این بانوی پارسا، مادر خود را می دیدند و رنج فقدانِ مادر را کمتر احساس می کردند.</p>
<p>ام البنین علیهاالسلام ، فرزندان دختر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله را بر فرزندان خود مقدّم می داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان می کرد و آن را فریضه ای دینی می شمرد؛ زیرا خداوند متعال در کتاب خود، همگان را به محبت آنان دستور داده است.</p>
<p><strong>فرزندان ام البنین علیهاالسلام</strong></p>
<p>ثمره زندگی مشترک ام البنین علیهاالسلام با حضرت علی علیه السلام ، چهار پسر بود که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام البنین، یعنی مادر پسران می خواندند. نام فرزندان ایشان به ترتیب عبارتند از: قمربنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، عبداللّه ، جعفر و عثمان.</p>
<p>فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل علیه السلام ادامه یافت.</p>
<p><strong>مادر چهار شهید</strong></p>
<p>با شهادت چهار فرزند ام البنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و درکنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.</p>
<p>وقتی خبر شهادت فرزندانش به او رسید، سرشک اشک از دیده فرو ریخت و با روحیه ای قوی در اشعاری گفت: «ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی علیه السلام همه شیران بیشه شجاعتند. شنیده ام بر سر عباس عمود آهنین زدند، در حالی که دست هایش را قطع کرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی می توانست نزد او آید و با او بجنگد؟»</p>
<p><strong>فرزندانم به فدای حسین علیه السلام</strong></p>
<p>ام البنین بَشیر را دید که فرستاده امام سجاد علیه السلام بود و به مدینه آمده بود تا مردم را از ماجرای کربلا و بازگشت کاروان امام حسین علیه السلام با خبر سازد. به او فرمود: ای بشیر! از امام حسین علیه السلام چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. ام البنین فرمود: از حسین علیه السلام مرا خبر ده!</p>
<p>بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی ام البنین پیوسته از امام حسین علیه السلام خبر می گرفت و می گفت: فرزندان من و آن چه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد.</p>
<p>چون بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به آن حضرت داد، صیحه ای کشید و گفت: ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد.</p>
<p>این علاقه او به امام حسین علیه السلام دلیل کمال معنویت اوست که آن همه ایثار را در راه مقام ولایت فراموش کرد و تنها از رهبرش سخن به میان آورد.</p>
<p><strong>ام البنین، پاسدار خاطره عاشورا</strong></p>
<p>از ویژگی های بسیار مهم ام البنین، توجه به زمان و مسائل مربوط به آن است. وی پس از واقعه عاشورا، از مرثیه خوانی و نوحه سرایی استفاده کرده تا ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسل های آینده برساند. ایشان هر روز به همراه پسرِ حضرت عباس علیه السلام ، عبیداللّه که همراه مادرش در کربلا حضور داشت و سند زنده ای برای بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع می رفت و نوحه می خواند.</p>
<p>او با این اشعار، هم حماسه کربلا را بازگو و هم در قالب عزاداریْ به حکومت وقت نوعی اعتراض می کرد و مردم را که اطراف او جمع می شدند، از جنایات بنی امیه، آگاه می نمود.</p>
<p><strong>سفارش به دفاع از ولایت</strong></p>
<p>هنگامی که امام حسین علیه السلام آهنگ ترک مدینه و تشرف برای حج و به دنبال آنْ هجرت به سوی عراق کرد، ام البنین علیهاالسلام به همراهان امام حسین علیه السلام چنین سفارش می کرد: «چشم و دل مولایم امام حسین علیه السلام و فرمان بردار او باشید».</p>
<p><strong>اهل بیت علیهم السلام و ام البنین علیهاالسلام</strong></p>
<p>محبت بی شائبه ام البنین در حق فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و فداکاری فرزندان وی در راه سیدالشهدا، در تاریخ بی پاسخ نماند. اهل بیت علیهم السلام هم در احترام و بزرگ داشت وی کوشیدند و بسیار از او قدردانی کرده، او را سپاس گفتند.</p>
<p>زینب کبری علیهاالسلام پس از رسیدن به مدینه، به محضرش شتافت و شهادت فرزندانش را به او تسلیت گفت. ایشان هم چنین در مناسبت های دیگر مثل عیدها، برای ادای احترام، به محضر ام البنین علیهاالسلام مشرّف می شد.</p>
<p><strong>روزهای آخر</strong></p>
<p>زندگی سراسر مهر و عاطفه و مبارزه ام البنین علیهاالسلام ، رو به پایان بود. او به عنوان همسر شهید، رسالت خویش را به خوبی به پایان رسانید و فرزندانی تربیت کرد که فداییِ ولایت و امامت بودند.</p>
<p>او، بعد از زینب کبری علیهاالسلام دار فانی را وداع گفت، ولی تاریخ نگاران سال ارتحال او را متفاوت نگاشته اند، به طوری که عده ای آن را سال ۷۰ ق بیان کرده اند و عده دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را، سیزدهم جمادی الثانی سال ۶۴ ق دانسته اند که نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است. ام البنین را در بقیع، در جوار امام حسن مجتبی علیه السلام ، فاطمه بنت اسد علیهاالسلام و دیگر شخصیت های اسلامیِ مدفون در آن جا به خاک سپردند.</p>
<p><strong>در رثای ام البنین علیهاالسلام</strong></p>
<p style="text-align: center;">کسی که غم به دلش کرده آشیانه منم شرار درد به جانش کشد زبانه، منم</p>
<p style="text-align: center;">کسی که مادر خوش بخت روزگاران است ولیک تیر بلا را بود نشانه، منم</p>
<p style="text-align: center;">کسی که همسریِ با علی بُود فخرش ولیک غم زده بر هستی اش زبانه، منم</p>
<p style="text-align: center;">کسی که سیده ام البنین بود نامش ولیک مانده از این نام بی نشانه منم</p>
<p style="text-align: center;">شدم غریب پس از عون و جعفر و عباس کسی که بار غریبی کشد به شانه منم</p>
<p style="text-align: center;">کسی که چار پسر بوده حاصل عمرش که از شهادتشان خورده تازیانه منم</p>
<p style="text-align: center;">غریب دشتِ بلا را، دریغ مادر نیست کسی که گریه بر او کرده مادرانه، منم</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #008000;">تصاویر مرتبط</span></strong></p>

<a href='http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/om-albanin/omolbanin/' title='omolbanin'><img width="300" height="250" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin-300x250.jpg" class="attachment-medium" alt="omolbanin" title="omolbanin" /></a>
<a href='http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/om-albanin/omolbanin1/' title='omolbanin1'><img width="262" height="300" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin1-262x300.jpg" class="attachment-medium" alt="omolbanin1" title="omolbanin1" /></a>
<a href='http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/om-albanin/omolbanin-2/' title='omolbanin'><img width="300" height="250" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin2-300x250.jpg" class="attachment-medium" alt="omolbanin" title="omolbanin" /></a>
<a href='http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/om-albanin/omolbanin_shia-graphic_89/' title='omolbanin_shia-graphic_89'><img width="300" height="187" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin_shia-graphic_89-300x187.jpg" class="attachment-medium" alt="omolbanin_shia-graphic_89" title="omolbanin_shia-graphic_89" /></a>
<a href='http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/om-albanin/beinolharamein/' title='beinolharamein'><img width="300" height="224" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/beinolharamein-300x224.jpg" class="attachment-medium" alt="beinolharamein" title="beinolharamein" /></a>

<div id="_mcePaste" style="position: absolute; left: -10000px; top: 570px; width: 1px; height: 1px; overflow: hidden;"><img src="../wp-content/uploads/omolbanin_89.jpg" alt="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin_89.jpg" /></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/om-albanin/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وفات حضرت ام البنین مادر حضرت عباس</title>
		<link>http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/ommolbanin/</link>
		<comments>http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/ommolbanin/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 12:53:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه نخست]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبتها]]></category>
		<category><![CDATA[ام البنین]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت]]></category>
		<category><![CDATA[عباس]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[وفات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.tabrizi.org/?p=2026</guid>
		<description><![CDATA[ام البنین، (محدث، متوفى سال ۷۰ ه) (فاطمه کلابیه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداکار بود.روایت است که امیر المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیه السلام به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برایم خواستگارى [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin-fg.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-2025" title="omolbanin-fg" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/omolbanin-fg.jpg" alt="omolbanin-fg" width="300" height="175" /></a></p>
<p>ام البنین، (محدث، متوفى سال ۷۰ ه) (فاطمه کلابیه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداکار بود.<span id="more-2026"></span>روایت است که امیر المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیه السلام به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برایم خواستگارى نمایى که از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برایم به دنیا آورد.عقیل، فاطمه کلابیه (ام البنین) را به ایشان معرفى نمود و گفت: در بین عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.این مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربیت کرد که همه شیفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسین علیه السلام بودند و در رکاب آن حضرت شهید شدند.</p>
<p>ام البنین در واقعه کربلا حضور نداشت، هنگامى که بشیر به مدینه بازگشت و ام البنین را ملاقات کرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنین گفت: رگ قلبم راپاره کردى بچه ‏هایم و آنچه زیر آسمان است فداى ابا عبد الله علیه السلام، از حسین برایم بگو .</p>
<p>ام البنین براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبید الله (فرزند عباس علیه السلام) به بقیع م‏ی رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گریست و این اشعار را زمزمه می ‏کرد:</p>
<p style="text-align: center;">منم که سایه نشین و جود مولایم</p>
<p style="text-align: center;">کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم</p>
<p style="text-align: center;">منم که خانـــه به دوش غــم علی</p>
<p style="text-align: center;">منم که همقدم محنت ولی هستم</p>
<p style="text-align: center;">منم که شاهد زخم شکسته ابرویم</p>
<p style="text-align: center;">انیس گریه به یاس شکسته پهلویم</p>
<p style="text-align: center;">منم که در همه جا در تب حسن بودم</p>
<p style="text-align: center;">منم که شاهد خون لب حسن بودم</p>
<p style="text-align: center;">منم که جلوه حق را به عین می دیدم</p>
<p style="text-align: center;">خدای را به جمال حسین می دیددم</p>
<p style="text-align: center;">منم که بوده دلم صبح و شام با زینب</p>
<p style="text-align: center;">منم میان همه ؛ هم کلام با زینب</p>
<p style="text-align: center;">منم که سوگ گلستان و باغبان دارم</p>
<p style="text-align: center;">به سینه زخم غم کربلائیان دارم</p>
<p style="text-align: center;">منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد</p>
<p style="text-align: center;">چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد</p>
<p style="text-align: center;">منم که مادر عشق و امید و احساسم</p>
<p style="text-align: center;">فدای یک سر موی حسین عباسم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.tabrizi.org/1391/02/15/ommolbanin/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بگذار پاهایم براى مظلومیت حضرت فاطمه ى زهرا (ع) بسوزد</title>
		<link>http://fa.tabrizi.org/1391/01/16/%d8%a8%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%89-%d9%85%d8%b8%d9%84%d9%88%d9%85%d9%8a%d8%aa-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d9%89/</link>
		<comments>http://fa.tabrizi.org/1391/01/16/%d8%a8%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%89-%d9%85%d8%b8%d9%84%d9%88%d9%85%d9%8a%d8%aa-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d9%89/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Apr 2012 21:41:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه نخست]]></category>
		<category><![CDATA[براى مظلوميت حضرت فاطمه ى زهرا (ع) بسوزد]]></category>
		<category><![CDATA[بگذار]]></category>
		<category><![CDATA[سالگرد فاطمه زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[شهادت فاطمه زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[عَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[لِفَاطِمَةَ مَا كَانَ لَهَا كُفْوٌ]]></category>
		<category><![CDATA[مظلوميت حضرت فاطمه ى زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[مِنْ آدَمَ وَ مَنْ دُونَه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهايم]]></category>
		<category><![CDATA[پای پیاده تا حریم عشق]]></category>
		<category><![CDATA[پیاده روی به مناسبت شهادت فاطمه زهرا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.tabrizi.org/?p=5325</guid>
		<description><![CDATA[مرحوم میرزا (قدس سره) و تحمّل سوزش پاها فرزند فقیه مقدّس، میرزاى تبریزى قدس سره مى گوید: حرکت مرحوم میرزا قدس سره با پاى برهنه با جمعى از فضلا، طلّاب و مؤمنین در روز سوم جمادى الثانى؛ یعنى روز شهادت حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) در فصل گرما واقع مى شد؛ گرما بسیار سوزاننده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="size-full wp-image-5281 aligncenter" title="Fatemeyeh" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/2012/03/Fatemeyeh.jpg" alt="" width="510" height="173" /></p>
<p><strong>مرحوم میرزا (قدس سره) و تحمّل سوزش پاها</strong></p>
<p style="text-align: justify;">فرزند فقیه مقدّس، میرزاى تبریزى قدس سره مى گوید: حرکت مرحوم میرزا قدس سره با پاى برهنه با جمعى از فضلا، طلّاب و مؤمنین در روز سوم جمادى الثانى؛ یعنى روز شهادت حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) در فصل گرما واقع مى شد؛ گرما بسیار سوزاننده بود، حتى یک گام برداشتن بر روى زمین با پاى برهنه مشکل بود، به طورى که من طاقت نداشتم قدمى بردارم<span id="more-5325"></span>. از این رو به مرحوم والدقدس سره رو کرده و گفتم: آقا! گرما شدید است اگر شما اذیت مى شوید، کفش بپوشید. ایشان همان طور که به سینه مى زد و گریه مى کرد، فرمودند: فرزندم! بگذار پاهایم بسوزد. براى مصیبت حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) هر کارى بکنم، کم است؛ مگر این دختر رسول خدا صلى الله علیه وآله چه گناهى داشت که این همه ظلم را در حق او مرتکب شدند، پسرم! مگر مصیبت حضرت کم بود؟ ما در مصیبت بى بى دو عالم (علیها السلام) هر کارى کنیم، کم کرده ایم. مى خواهم هرآنچه در توان دارم در راه حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) تلاش نمایم تا قیامت حسرت آن را نخورم«. فرزند مرحوم میرزا (قدس سره) مى گوید: وقتى به خانه برگشتیم، کف پاى ایشان بر اثر شدت گرماى سوزان آسیب دیده بود؛ ولکن ایشان اشک مى ریخت و مى فرمود: این براى مصیبت حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) کم است. ما قدر و منزلت سرور زنان عالم را نمى دانیم، اوهم کفو امیرالمؤمنین (علیه السلام) است و اگر امیرالمؤمنین (علیه السلام) نبود، براى فاطمه کفوى پیدا نمى شد که امام صادق (علیه السلام) فرمود: »لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) لِفَاطِمَةَ مَا کَانَ لَهَا کُفْوٌ عَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ مِنْ آدَمَ وَ مَنْ دُونَه« (۴۲) با این حساب مولاى متقیان براى استحکام پیوند و حرمت پیامبر عزیز اسلام، وصایت اموال خویش را به عهده ى فرزندان فاطمه گذاشته و فرمود: »&#8230; وَ إِنِّی إِنَّمَا جَعَلْتُ الْقِیَامَ بِذَلِکَ إِلَى ابْنَیْ فَاطِمَةَ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ قُرْبَةً إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وَ تَکْرِیماً لِحُرْمَتِهِ وَ تَشْرِیفاً لِوُصْلَتِه« (۴۳) با در نظر گرفتن این دو مطلب آیا باز مى توان گفت: ما براى فاطمه ى زهرا (علیها السلام) کارى کرده و خدمتى به مذهب بر حق تشیّع نموده ایم مذهبى که چون فاطمه (علیها السلام) و پدر بزرگوارش صلى الله علیه وآله فدایى آن هستند.</p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p style="text-align: justify;">برگرفته از سیره عالمانه و پندهای حکیمانه استاد الفقهاء والمجتهدین آیت الله میرزا جواد تبریزی (ره) صفحه ۱۰۳</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.tabrizi.org/1391/01/16/%d8%a8%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%89-%d9%85%d8%b8%d9%84%d9%88%d9%85%d9%8a%d8%aa-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d9%89/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>متن , صوت و زیارت حضرت زهرا (س) و تصاویر</title>
		<link>http://fa.tabrizi.org/1391/01/15/zeyarat-hazrat-zahra/</link>
		<comments>http://fa.tabrizi.org/1391/01/15/zeyarat-hazrat-zahra/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Apr 2012 16:14:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادعیه و زیارات]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه نخست]]></category>
		<category><![CDATA[(س)]]></category>
		<category><![CDATA[cیارة]]></category>
		<category><![CDATA[تصاویر]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[زیارت]]></category>
		<category><![CDATA[زیارتنامه]]></category>
		<category><![CDATA[شهادت]]></category>
		<category><![CDATA[صوت]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[متن]]></category>
		<category><![CDATA[گرافیکی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.tabrizi.org/?p=1962</guid>
		<description><![CDATA[  زیارت حضرت فاطمه زهرا (ص) یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="size-full wp-image-5281 aligncenter" title="Fatemeyeh" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/2012/03/Fatemeyeh.jpg" alt="" width="510" height="173" /></p>
<p style="text-align: center;">             <span class="">
                <source src="" type="audio/mp3">
                <object type="application/x-shockwave-flash" data="http://fa.tabrizi.org/wp-content/plugins/mmmp3/inc/swf/player.swf" width="200" height="20">
                    <param name="movie" value="http://fa.tabrizi.org/wp-content/plugins/mmmp3/inc/swf/player.swf" />
                    <param name="bgcolor" value="#ffffff" />
                    <param name="FlashVars" value="mp3=http://downloads.tabrizi.org/doa/h.zahra_01.mp3&amp;autoplay=0&amp;autoload=1&amp;loop=0&amp;volume=120&amp;showstop=0&amp;showinfo=0&amp;showvolume=0&amp;showslider=1&amp;showloading=autohide&amp;loadingcolor=ffff00&amp;bgcolor1=7c7c7c&amp;bgcolor2=333333&amp;buttoncolor=ffffff&amp;buttonovercolor=ffff00&amp;slidercolor1=cccccc&amp;slidercolor2=888888&amp;sliderovercolor=eeee00&amp;textcolor=ffffff&amp;bgcolor=ffffff&amp;buttonwidth=26&amp;sliderwidth=20&amp;sliderheight=10&amp;volumewidth=30&amp;volumeheight=6" />
                    <a href=""></a>
                </object>
            </span>
            </p>
<p><span style="color: #008000;"><strong>زیارت حضرت فاطمه زهرا (ص)</strong></span></p>
<p>یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ</p>
<p>أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ</p>
<p>وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا</p>
<p>لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ‏<span id="more-1962"></span></p>
<p>اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَیْکِ</p>
<p>یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ‏</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ</p>
<p>عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِکَتِهِ‏</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ</p>
<p>الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ‏ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ</p>
<p>وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ</p>
<p>السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ</p>
<p>صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ‏</p>
<p>أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکِ وَ أَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ</p>
<p>صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏</p>
<p>وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏</p>
<p>وَ مَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏</p>
<p>وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏</p>
<p>وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏</p>
<p>لِأَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ کَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏</p>
<p>أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ</p>
<p>سَخِطْتِ عَلَیْهِ‏</p>
<p>مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ‏ مُبْغِضٌ لِمَنْ</p>
<p>أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center;"><img class="alignnone  wp-image-5343" title="14" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/2012/04/14.jpg" alt="" width="300" height="175" /></p>
<p style="text-align: center;"><strong>ترجمه زیارت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها</strong></p>
<p>اى آن که خدایى که تو را خلق کرد پیش از خلقت بیازمود و در آن آزمایش بر هر گونه بلا و مصیبت تو را شکیبا و بردبار گردانید</p>
<p>و ما چنین پنداریم که دوستان شما هستیم و مقام بزرگى شما را تصدیق مى‏کنیم و بر هر دستور و تعلیمات الهى که پدر شما و وصیّش که درود حق بر او</p>
<p>و آلش باد براى ما آورد صبور و مطیع خواهیم بود</p>
<p>پس ما درخواست مى‏کنیم هرگاه که مصدق و مؤمن به شما هستیم که ما را بواسطه این تصدیق به رسول و وصیش خدا به شما ملحق فرماید</p>
<p>تا به ما مژده رسد که بواسطه دوستى شما ما را از گناهان پاک سازد</p>
<p>سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر پیغمبر خدا</p>
<p>سلام بر تو اى دختر حبیب خدا سلام بر تو اى دختر دوست خاص خدا</p>
<p>سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا سلام بر تو اى دختر امین خدا سلام بر تو اى دختر بهترین خلق خدا</p>
<p>سلام بر تو اى دختر بهترین پیغمبران و رسولان و فرشتگان خدا</p>
<p>سلام بر تو اى دختر بهترین خلق سلام بر تو اى سیده زنان عالم از اولین و آخرین</p>
<p>سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (امیر المؤمنین) و بهترین تمام خلق بعد از رسول خدا</p>
<p>سلام بر تو اى مادر حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت</p>
<p>سلام بر تو اى صدیقه طاهره که به راه دین شهید گردیدى</p>
<p>سلام بر تو اى آنکه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودى</p>
<p>سلام بر تو اى صاحب فضیلت‏و پاکیزه صفات سلام بر تو اى انسیه حوراء</p>
<p>سلام بر تو اى ذات متقى پاک گوهر سلام بر تو اى آنکه به الهام خدا دانا بودى</p>
<p>سلام بر تو اى مظلوم (و داراى عصمت) که حق تو را غصب کردند</p>
<p>سلام بر تو اى ستم کشیده و مقهور دشمنان دین</p>
<p>سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و برکات حق بر تو باد</p>
<p>درود خدا بر تو و بر جسم و جان تو باد</p>
<p>گواهى مى‏دهم که چون تو از جهان رفتى با مقام یقین و دلیل روشن از جانب پروردگار بودى و هر که تو را مسرور و شاد ساخته</p>
<p>رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد را شاد ساخته</p>
<p>و هر که در حق تو جفا و ظلم کرد به رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد ظلم و جفا کرده</p>
<p>و هر که تو را آزرده کرد رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد را آزرده است</p>
<p>و هر که به تو پیوست به رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد پیوسته</p>
<p>و هر که از تو بریده از رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد بریده است</p>
<p>زیرا تو پاره تن پیغمبر و روح مقدس آن بزرگوارى</p>
<p>خدا را گواه مى‏گیرم و رسول او و فرشتگان را که من از آن کس راضیم که شما از او راضى هستید و خشمگینم از هر که شما از او خشمگین هستید</p>
<p>بیزارم از آنکه شما از او بیزارید دوستم با آن که شما با او دوستید و دشمنم با هر که شما با او دشمنید</p>
<p>ناراضیم از هر که شما از او ناراضى هستید و محبوب من است هر که محبوب شماست و بر صدق گواهى من خدا کافى است</p>
<p>که گواه و محاسب و جزا دهنده و ثواب بخشنده است.</p>
<p>خدا را گواه مى‏گیرم و پیغمبران و فرشتگان را خدا را گواه مى‏گیرم و فرشتگان را که من دوستم با دوستان شما</p>
<p>و دشمنم با دشمنان شما و با هر که محاربه کند با شما محاربم</p>
<p>من اى مولاى من به مقام عصمت و عظمت تو و پدر بزرگوارت و شوهر و فرزندانت که پیشوایان دین منند یقین دارم</p>
<p>و به ولایت و امامت شما ایمان دارم و ملتزم اطاعت شما هستم</p>
<p>گواهى مى‏دهم که دین همان است که آنها راست و حکم خدا همان حکم است که آنها کنند و آنها حکم خدا را البته به خلق رسانیدند</p>
<p>و امت را به راه خدا به طریق حکمت و برهان و پند و اندرز نیکو دعوت کردند و از ملامت لائمان نیندیشیدند</p>
<p>و درود بر تو و بر پدر بزرگوار و شوهر و ذریه و فرزندانت که امامان پاک گوهرند اى پروردگار درود فرست بر محمد (ص) و اهل بیتش</p>
<p>و درود فرست بر بتول طاهره و صدیقه معصومه باتقواى پاکیزه روح</p>
<p>که از خدا راضى است و خدا از او راضى است پاک گوهر با رشد و هدایت و مظلوم و مقهور امت که حقش را غصب</p>
<p>و ارثش را منع کردند و استخوان پهلویش را شکستند و به شوهرش ستم نمودند و فرزندش را شهید کردند</p>
<p>اى خدا فاطمه دخت رسول توست و پاره تن و باطن قلب و جگر گوشه پیغمبر توست</p>
<p>تحیت و درود از توبر او باد و او تحفه گرانبهاى توست که خاصه به وصى رسولت اعطا فرمودى و حبیب حضرت مصطفى و قرین حضرت مرتضى</p>
<p>و بزرگ زنان عالم و بشارت دهنده اولیاء و ملازم ورع و زهد</p>
<p>و سیب باغ فردوس و بهشت خلد تو مولدش را به شرف زنان بهشتى شرافت دادى</p>
<p>و انوار ائمه طاهرین را از نسل پاک او مقرر داشتى و در برابرش پرده نبوت را بیاویختى</p>
<p>پروردگارا درود فرست بر او درودى که مقامش نزد تو بیفزاید و نزد تو شرافت یابد و از مقام رضا و خشنودیت منزلت گیرد از ما تحیت و سلام به روح پاک آن بزرگوار برسان</p>
<p>و بواسطه دوستى و محبت او ما را فضل و احسان و رحمت و مغفرت کرامت فرما که تو اى خدا داراى مقام عفو با لطف و کرامتى</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p>‏</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>زیارت حضرت زهرا (س)</strong></span></p>
<p style="text-align: center;"> <a href="http://downloads.tabrizi.org/doa/zeyarat.h.zahra.zip"><img class="aligncenter" src="http://fa.tabrizi.org/wp-content/uploads/download1.gif" alt="" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.tabrizi.org/1391/01/15/zeyarat-hazrat-zahra/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://downloads.tabrizi.org/doa/h.zahra_01.mp3" length="3495504" type="audio/mpeg" />
		</item>
	</channel>
</rss>

