نويسنده: admin    بخش: مناسبتها    تاريخ: ۲۶ خرداد ۱۳۹۴       

اعمالى که در شب هاى ماه رمضان بجا آورده مى شود چند امر است:
۱ـ افطار کردن به هنگام دخول وقت مغرب شرعى. و مستحبّ است که بعد از نماز مغرب افطار کند، مگر آن که ضعف و ناتوانى بر او غلبه کرده باشد که توجّه و حضور قلب از او سلب شود، و یا آن که جمعى منتظر او باشند.(۱)
۲ـ افطار با غذاها و نوشیدنى هاى پاک و طاهر از حرام و مشتبه به حرام باشد.(۲)
بهتر آن است که به خرماى حلال افطار کند که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر کس با خرماى حلال افطار کند، ثواب نمازش افزون گردد.(۳)
همچنین امام على(علیه السلام) فرمود: مستحب است با شیر افطار کند.(۴) افطار کردن به آب و نبات و حلوا و به آب نیم گرم، به هر کدام که باشد، نیز خوب است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با اینها افطار مى کردند.(۵)
۳ـ به هنگام افطار دعاهاى کوتاهى که از معصومین(علیهم السلام) وارد شده است را بخواند مانند:
اَللّـهُمَّ لَکَ صُمْتُ، وَعَلى رِزْقِکَ اَفْطَرْتُ، وَعَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ.(۶)
خدایا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار کنم و بر تو توکل کنم.
امیرمؤمنان(علیه السلام) به هنگام افطار کردن، این دعا را مى خواند:
بِسْمِ اللهِ، اَللّهُمَّ لَکَ صُمْنا، وَعَلى رِزْقِکَ اَفْطَرْنا، فَتَقَبَّلْ مِنّا، اِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ.(۷)
خدایا براى تو روزه گرفتیم و با روزى تو افطار کنیم پس از ما بپذیر که براستى تو شنوا و دانایى.
۴ـ خواندن سوره «انّا انزلناه» به هنگام افطار، پاداش بسیارى دارد.(۸)
۵ـ در لقمه اوّل به هنگام افطار، بگوید: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرّحَیمِ، یا واسِعَ الْمَغْفِرَهِ، اِغْفِرْلى، که امام حسن مجتبى(علیه السلام) فرمود: کسى که آن را بگوید، خداوند او را بیامرزد.(۹)
۶ـ دعا کردن به هنگام افطار نیز بسیار خوب است. در روایتى آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرمود: براى روزه دار به هنگام افطارش، یک دعاى اجابت شده، مى باشد.(۱۰)
۷ـ به هنگام افطار، صدقه دهد و روزه داران را افطار دهد هرچند در صورت عدم توانایى، به تعدادى خرما یا جرعه اى از آب باشد، و افطار دادن از مستحبّات بسیار مؤکّد است که سزاوار است مؤمنان آن را فراموش نکنند، و در بعضى از کشورهاى اسلامى هنگام افطار در تمام مساجد سفره هاى ساده طولانى گسترده مى شود.
از رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که هر کس در ماه رمضان، مؤمن روزه دارى را افطار دهد، پاداش آزاد کردن بنده مؤمنى را دارد و سبب آمرزش گناهان او مى شود.
وقتى که اصحاب پرسیدند، توانِ چنین کارى نداریم، فرمود: آن کس که توان ندارد، مقدارى شیر یا قدرى آب و یا تعدادى خرما هم بدهد، خداوند به او چنین پاداشى را عطا مى کند.(۱۱)
در روایت دیگرى که «مرحوم کلینى» و «شیخ صدوق» و «شیخ طوسى» از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده اند آمده است: هر کس روزه دارى را افطار دهد، همانند پاداش آن روزه دار ثواب مى برد. (بى آن که از ثواب او کاسته شود).(۱۲)
۸ـ هر شب بعد از مغرب، دعاى حج را بخواند که در اعمال مشترک هر شب و روز ذکر شد.
۹ـ «سیّد بن طاووس» در «اقبال» روایت کرده است: هر کس در هر شب از ماه رمضان این دعا را بخواند گناهان بسیارى از او آمرزیده مى شود:
اَللّـهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ، اَلَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ، وَافْتَرَضْتَ على
خدایا اى پروردگار ماه رمضان که در آن قرآن را فرستادى و بر بندگان روزه را
عِبادِکَ فیهِ الصِّیامَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِکَ
در این ماه واجب کردى درود فرست بر محمّد و آل محمّد و روزیم گردان حج خانه محترم خود
الْحَرامِ، فى عامى هذا وَفى کُلِّ عام، وَاغْفِرْ لى تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ، فَاِنَّهُ
کعبه را در این سال و در هر سال و بیامرز برایم این گناهان بزرگ را که براستى
لا یَغْفِرُها غَیْرُکَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ.(۱۳)
نیامرزد آنها را جز تو اى بخشاینده و اى بسیار دانا.
۱۰ـ در هر شب از ماه رمضان دعاى افتتاح را بخواند.
دعاى افتتاح:
دعاى افتتاح(۱۴) به سند معتبر از حضرت صاحب الأمر – امام زمان (ارواحنا فداه) – نقل شده است که به شیعیان نوشتند: در هر شب از ماه مبارک رمضان این دعا را بخوانید که دعاى این ماه را فرشتگان مى شنوند و براى صاحبش استغفار مى کنند.
متن دعا مطابق نقل «زاد المعاد»(۱۵) چنین است:
اَللّـهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِکَ، وَاَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّکَ، وَاَیْقَنْتُ
خدایا من ستایش را بوسیله حمد تو مى گشایم و تویى که به نعمت بخشى خود بندگان را به درستى وادارى و یقین دارم
اَنَّکَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَهِ، وَاَشَدُّ الْمُعاقِبینَ
که براستى تو مهربانترین مهربانانى اما در جاى گذشت و مهربانى ولى سخت ترین کیفرکننده اى
فى مَوْضِعِ النَّکالِ وَالنَّقِمَهِ، وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرینَ فى مَوْضِعِ الْکِبْریآءِ
در جاى شکنجه و انتقام و بزرگترین جبارانى در جاى بزرگى
وَالْعَظَمَهِ، اَللّـهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِکَ وَمَسْئَلَتِکَ، فَاسْمَعْ یا سَمیعُ
و عظمت خدایا تو به من اجازه دادى در این که بخوانمت و از تو درخواست کنم پس اى خداى شنوا
مِدْحَتى، وَاَجِبْ یا رَحیمُ دَعْوَتى، وَاَقِلْ یا غَفُورُ عَثْرَتى، فَکَمْ یآ اِلهى
مدح و ثنایم را بشنو و پاسخ ده اى مهربان خواسته ام را و نادیده گیر اى آمرزنده لغزشم را اى معبود من چه بسیار
مِنْ کُرْبَه قَدْ فَرَّجْتَها، وَهُمُوم قَدْ کَشَفْتَها، وَعَثْرَه قَدْ اَقَلْتَها، وَرَحْمَه قَدْ
گرفتارى که برطرف کردى و چه بسیار اندوه که زدودى و لغزشها که چشم پوشیدى و مهر و رحمت که
نَشَرْتَها، وَحَلْقَهِ بَلاء قَدْ فَکَکْتَها، اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَهً وَلا
گستردى و زنجیر بلا که از هم باز کردى ستایش خاص خدایى است که نگیرد همسرى و نه
وَلَداً، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَ کَبِّرْهُ
فرزندى و نیست برایش شریکى در فرمانروایى و نیست برایش یاورى از خوارى و به کمال بزرگى
تَکْبیراً، اَلْحَمْدُ للهِِ بِجَمیـعِ مَحامِدِهِ کُلِّهَا، عَلى جَمیعِ نِعَمِهِ کُلِّها، اَلْحَمْدُ للهِِ
او را یاد کن ستایش خداى را به همه ستودگیهایش یکسر بر همه نعمتهایش یکسر ستایش براى خدایى است
الَّذى لا مُضآدَّ لَهُ فى مُلْکِهِ، وَلا مُنازِعَ لَهُ فى اَمْرِهِ، اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لا
که ضد و دشمنى در پادشاهى او و ستیزه جویى در فرمانش نیست ستایش خدایى را است که
شَریکَ لَهُ فى خَلْقِهِ، وَلا شَبیهَ لَهُ فى عَظَمَتِهِ، اَلْحَمْدُ للهِِ الْفاشى فِى
شریکى در خلقتش ندارد و شبیهى در عظمت او نیست ستایش خاص خدایى است که هویداست در
الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ، اَلظّاهِرِ بِالْکَرَمِ مَجْدُهُ، اَلْباسِطِ بِالْجُودِ یَدَهُ، اَلَّذى لا
میان خلق کارش و ستایشش و آشکار است به بزرگوارى شوکتش و گشاده است دستش آن که
تَنْقُصُ خَزآئِنُهُ، وَلا تَزیدُهُ کَثْرَهُ الْعَطآءِ اِلاَّ جُوداً وَ کَرَماً، اِنَّهُ هُوَ الْعَزیزُ
نقصان نپذیرد خزینه هایش و نیفزایدش بسیارى عطا مگر جود و بزرگوارى براستى که او عزیز
الْوَهّابُ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ قَلیلاً مِنْ کَثیر مَعَ حاجَه بى اِلَیْهِ عَظیمَه،
و بسیار بخشنده است خدایا از تو خواهم اندکى ازبسیار با این که نیازمندیم بدان بزرگ است
وَغِناکَ عَنْهُ قَدیمٌ، وَ هُوَ عِنْدى کَثیرٌ، وَهُوَ عَلَیْکَ سَهْلٌ یَسیرٌ، اَللّـهُمَّ اِنَّ
و بى نیازى تو از آن قدیم و ازلى است و آن درخواست پیش من بسیار ولى در نزد تو اندک و آسان است خدایا براستى
عَفْوَکَ عَنْ ذَنْبى، وَتَجاوُزَکَ عَنْ خَطیـئَتى، وَصَفْحَکَ عَنْ ظُلْمى،
گذشت تو از گناهم و چشم پوشیت ازخطایم و نادیده گیریت از ستمم
وَسَتْرَکَ عَلى قَبیـحِ عَمَلى، وَحِلْمَکَ عَنْ کَثیرِ جُرْمى عِنْدَ ما کانَ مِنْ
و پرده پوشیت بر کار زشتم و بردباریت در برابر جنایت و جرم بسیارم که به خطا
خَطَأى وَعَمْدى، اَطْمَعَنى فى اَنْ اَسْئَلَکَ مـا لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ الَّذى
یا از روى تعمد کردم مرا به طمع انداخت تا از تودرخواست کنم چیزى را که مستحق آن نیستم، درخواست کنم آنچه را
رَزَقْتَنى مِنْ رَحْمَتِکَ، وَاَرَیْتَنى مِنْ قُدْرَتِکَ، وَعَرَّفْتَنى مِنْ اِجابَتِکَ،
که از رحمتت روزى من کردى و از قدرتت به من نمایاندى و از اجابت دعایت به من شناساندى
فَصِرْتُ اَدْعُوکَ آمِناً، وَاَسْئَلُکَ مُسْتَأْنِساً لا خآئِفاً وَلا وَجِلاً، مُدِلاًّ عَلَیْکَ
و این سبب شد که من از روى اطمینان تو را بخوانم و با تو انس گرفته بدون ترس و واهمه از تو حاجت بخواهم و تازه در مطلوب
فیما قَصَدْتُ فیهِ اِلَیْکَ، فَاِنْ اَبْطَاَ عَنّى عَتَبْتُ بِجَهْلى عَلَیْکَ، وَلَعَلَّ الَّذى
و مقصود خود با ناز و عشوه به درگاهت آیم و اگر حاجتم دیر برآید بواسطه نادانیم بر تو اعتراض کنم در صورتى که شاید
اَبْطَاَ عَنّى هُوَ خَیْرٌ لى لِعِلْمِکَ بِعاقِبَهِ الاُْمُورِ، فَلَمْ اَرَ مَوْلاً کَریماً اَصْبَرَ
دیر کردن آن براى من بهتر باشد زیراتو داناى به سرانجام کارها هستى و از این رو من ندیدم مولاى بزرگوارى را که
عَلى عَبْد لَئیم مِنْکَ عَلَىَّ یا رَبِّ، اِنَّکَ تَدْعُونى فَاُوَلّى عَنْکَ، وَتَتَحَبَّبُ
بر بنده پست خود شکیباتر از تو باشد بر من اى پروردگارم تو مرا مى خوانى ولى من از تو رو مى گردانم و تو به من دوستى مى کنى
اِلَىَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَیْکَ، وَتَتَوَدَّدُ اِلَىَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْکَ، کَاَنَّ لِىَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ،
ولى من با تو دشمنى مى کنم و تو به من محبّت کنى و من نپذیرم گویا من منّتى بر تو دارم
فَلَمْ یَمْنَعْکَ ذلِکَ مِنَ الرَّحْمَهِ لى وَالاِْحْسانِ اِلَىَّ، وَالتَّفَضُّلِ عَلَىَّ بِجُودِکَ
و باز این احوال باز ندارد تو را ازمهر به من و و احسان بر من و بزرگواریت نسبت به من از روى بخشندگى
وَکَرَمِکَ، فَارْحَمْ عَبْدَکَ الْجاهِلَ، وَجُدْ عَلَیْهِ بِفَضْلِ اِحْسانِکَ، اِنَّکَ جَوادٌ
و بزرگواریت پس بر بنده نادانت رحم کن و از زیادى احسانت بر او ببخش که براستى تو بخشنده
کَریمٌ، اَلْحَمْدُللهِِ مالِکِ الْمُلْکِ، مُجْرِى الْفُلْکِ، مُسَخِّرِ الرِّیاحِ، فالِقِ
و بزرگوارى ستایش خاص خداست که مالک سلطنت و روان کننده کشتى (وجود) و مسخرکننده بادها و شکافنده
الاِْصْباحِ، دَیّانِ الدّینِ، رَبِّ الْعَالَمینَ، اَلْحَمْدُ للهِِ عَلى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلْمِهِ،
سپیده صبح و حکمفرماى روز جزا و پروردگار جهانیان است ستایش خداى راست که بردباریش پس از دانستن
وَالْحَمْدُ للهِِ عَلى عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ، وَالْحَمْدُ للهِِ عَلى طُولِ اَناتِهِ فى غَضَبِهِ،
و ستایش براى خداست بر گذشتش با این که نیرومند است و ستایش براى خدا است بر زیادى تحمل و بردباریش در عین خشم
وَهُوَ الْقادِرُ عَلى ما یُریدُ، اَلْحَمْدُ للهِِ خالِقِ الْخَلْقِ، باسِطِ الرِّزْقِ، فاِلقِ
او با این که او بر هرچه بخواهد تواناست ستایش خداى را است که آفریننده خلق و گسترنده روزى و شکافنده
الاِْصْباحِ، ذِى الْجَلالِ وَالاِْکْرامِ، وَالْفَضْلِ وَالاِْنْعامِ، اَلَّذى بَعُدَ فَلا یُرى،
صبح صاحب جلال و بزرگوارى و فضل و نعمت بخشى آن که دور است پس دیده نشود
وَقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوى، تَبارَکَ وَتَعالى، اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لَیْسَ لَهُ مُنازِعٌ
و نزدیک است که مطلع از گفتگوهاى سرى است برتر و والاست ستایش خدایى را که نیست براى او ستیزه جویى که
یُعادِلُهُ، وَلا شَبیهٌ یُشاکِلُهُ، وَلا ظَهیرٌ یُعاضِدُهُ، قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الاَْعِزّآءَ،
با او برابرى کند و نه شبیهى که هم شکل او باشد و نه پشتیبانى که کمکش کند به عزت خویش چیره دستان را مقهور ساخته
وَتَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمآءُ، فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ ما یَشآءُ، اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى
و در مقابل عظمتش بزرگان فروتنى کرده پس بوسیله نیرویش بهرجا که خواهد رسیده ستایش خدایى را که
یُجیبُنى حینَ اُنادیهِ، وَیَسْتُرُ عَلَىَّ کُلَّ عَوْرَه وَاَنـَا اَعْصیهِ، وَ یُعَظِّمُ النِّعْمَهَ
پاسخم دهد هرگاه بخوانمش و بپوشاند بر من هر زشتى را و من نافرمانیش کنم و بزرگ گرداند بر من نعمتش را
عَلَىَّ فَلا اُجازیهِ، فَکَمْ مِنْ مَوْهِبَه هَنیئَه قَدْ اَعْطانى، وَعَظیمَه مَخُوفَه قَدْ
ولى من پاداشش ندهم پس چه بسیار بخششهاى جانبخشى که به من عطا فرمود و چه پیش آمدهاى بزرگ و هولناکى را که
کَفانى، وَبَهْجَه مُونِقَه قَدْ اَرانى، فَاُثْنى عَلَیْهِ حامِداً، وَاَذْکُرُهُ مُسَبِّحاً،
از من دور کرد و چه خوشیهاى شگفت انگیزى که به من نمایاند او را ستایش کنان ثنا گویم و تسبیح گویان یادش کنم
اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لا یُهْتَکُ حِجابُهُ، وَلا یُغْلَقُ بابُهُ، وَلا یُرَدُّ سآئِلُهُ، وَلا
ستایش خاص خدایى است که پرده اش دریده نشود و در خانه اش بسته نگردد و خواهنده اش رد نشود و
یُخَیَّبُ آمِلُهُ، اَلْحَمْدُللهِِ الَّذى یُؤْمِنُ الْخآئِفینَ، وَیُنَجِّى الصّالِحینَ، وَیَرْفَعُ
آرزومندش نومید نگردد ستایش خاص خدایى است که هراسناکان را امان بخشد و شایستگان را نجات دهد و ناتوان
الْمُسْتَضْعَفینَ، وَیَضَعُ الْمُسْتَکْبِرینَ، وَیُهْلِکُ مُلُوکاً، وَیَسْتَخْلِفُ آخَرینِ،
شمردگان را بلند کند و گردنکشان را زبون کند وشاهان را نابود کند و به جایشان دسته دیگرى نشاند
وَالْحَمْدُ للهِِ قاصِمِ الْجَبّارینَ، مُبیرِ الظّالِمینَ، مُدْرِکِ الْهارِبینَ، نَکالِ
ستایش خداى را در هم شکننده سرکشان و نابودکننده ستمکاران دریابنده گریختگان کیفردهنده
الظّالِمینَ، صَریخِ الْمُسْتَصْرِخینَ، مَوْضِع حاجاتِ الطّالِبینَ، مُعْتَمَدِ
ظالمان فریادرس فریادخواهان جایگاه حاجتهاى جویندگان تکیه گاه
الْمُؤْمِنینَ، اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى مِنْ خَشْیَتِهِ تَرْعَدُ السَّمآءُ وَسُکّانُها، وَتَرْجُفُ
مؤمنان ستایش خدایى راست که از ترس او آسمان و ساکنانش غرش کنند و
الاَْرْضُ وَعُمّارُها، وَتَمُوجُ الْبِحارُ وَمَنْ یَسْبَحُ فى غَمَراتِها، اَلْحَمْدُللهِِ
زمین و آباد کنندگانش بر خود بلرزند و دریاها و آنان که در قعر آنها شناورى کنند به جنبش و موج درآید ستایش خاص خدایى است
الَّذى هَدانا لِهذا، وَما کُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللّهُ، اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى
که ما را به این (دین) هدایت فرمود و اگر او ما را هدایت نکرده بود ما بدان هدایت نمى شدیم ستایش خدایى راست که
یَخْلُقُ وَلَمْ یُخْلَقْ، وَیَرْزُقُ وَلا یُرْزَقُ، وَیُطْعِمُ وَلا یُطْعَمُ، وَیُمیتُ
آفرید و خود آفریده نشده روزى دهد و کسى او را روزى ندهد و بخوراند و خود بى نیاز از خوراک است و بمیراند
الاَْحیآءَ وَیُحْیِى الْمَوْتى، وَهُوَ حَىٌّ لا یَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَهُوَ عَلى کُلِّ
زندگان را و زنده کند مردگان را و اوست زنده اى که نمیرد هرچه خیر است به دست اوست و او براى هر چیز
شَىْء قَدیرٌ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، وَاَمینِکَ وَصَفِیِّکَ،
تواناست خدایا درود فرست بر محمّد بنده ات و پیامبرت و امین بر وحیت و پسندیده ات
وَحَبیبِکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَحافِظِ سِرِّکَ، وَمُبَلِّغِ رِسالاتِکَ، اَفْضَلَ
و حبیبت و برگزیده ات از میان خلق و نگهدار رازت و رساننده پیامهایت برترین درود
وَاَحْسَنَ وَاَجْمَلَ، وَاَکْمَلَ وَاَزْکى وَاَنْمى، وَاَطْیَبَ وَاَطْهَرَ وَاَسْنى، وَاَکْثَرَ
و بهترین و زیباترین و کاملترین و پاکیزه ترین و پررشدترین و خوشترین و پاکترین و بلندترین و بیشترین
ما صَلَّیْتَ وَبارَکْتَ وَتَرَحَّمْتَ، وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ عَلى اَحَد مِن عِبادِکَ
درودى که فرستادى و برکتى که دادى و ترحمى که کردى و عطوفتى که ورزیدى و تحیتى که فرستادى بر هر یکى از بندگانت
وَاَنْبِیآئِکَ وَرُسُلِکَ وَصَفْوَتِکَ، وَاَهْلِ الْکَرامَهِ عَلَیْکَ مِن خَلْقِکَ، اَللّـهُمَّ
و پیمبرانت و رسولانت و برگزیدگانت و گرامیان تو از میان خلقت خدایا
وَصَلِّ عَلى عَلىٍّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ، وَوَصِىِّ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمینَ، عَبْدِکَ
و درود فرست بر على امیر مؤمنان و وصى فرستاده پروردگارجهانیان بنده تو
وَوَلیِّکَ وَاَخى رَسُولِکَ، وَحُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ، وَآیَتِکَ الْکُبْرى وَالنَّبَأِ
و ولى تو و برادر پیامبر تو و حجت تو بر خلقت و نشانه بزرگت و نبأ
الْعَظیمِ، وَصَلِّ عَلَى الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ، فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ،
عظیم (آن خبر بزرگ) و درود فرست بر صدیقه طاهره فاطمه (زهرا) بانوى زنان جهانیان
وَصَلِّ عَلى سِبْطَىِ الرَّحْمَهِ وَاِمامَىِ الْهُدى، اَلْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، سَیِّدَىْ
و درود فرست بر دو سبط (پیامبر) رحمت و دو پیشواى هدایت حسن و حسین دو آقاى
شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ، وَصَلِّ عَلى اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ، عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ،
جوانان اهل بهشت و درود فرست بر پیشوایان مسلمانان على بن الحسین
وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد، وَمُوسَى بْنِ جَعْفَر، وَعَلِىِّ بْنِ
و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن
مُوسى، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ، وَعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد، وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ، وَالْخَلَفِ
موسى و محمّد بن على و على بن محمّد و حسن بن على و یادگار
الْهادِى الْمَهْدِىِّ، حُجَجِکَ عَلى عِبادِکَ، وَاُمَنآئِکَ فى بِلادِکَ، صَلاهً کَثیرَهً
شایسته و راهنمایش حضرت مهدى که اینها حجتهاى تو بر بندگانت هستند و امینهاى تو در شهرها و بلاد تواند درودى فرست که بسیار
دآئِمَهً، اَللّـهُمَّ وَصَلِّ عَلى وَلِىِّ اَمْرِکَ الْقآئِمِ الْمُؤَمَّلِ، وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ،
و همیشگى باشد خدایا و بالخصوص درود فرست بر سرپرست دستورت آن امام قائم که مایه امید است و آن عدل و دادى که همه چشم براهش هستند
وَحُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبینَ، وَاَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ یا رَبَّ الْعالَمینَ، اَللّهُمَّ
و فراگیر او را به فرشتگان مقربت حلقهوار و به روح القدس یاریش کن اى پروردگار جهانیان خدایا
اجْعَلْهُ الدّاعِىَ اِلى کِتابِکَ، وَالْقآئِمَ بِدینِکَ، اِسْتَخْلِفْهُ فِى الاَْرْضِ کَمَا
(وسایل آمدنش را) آماده کن تا او به کتابت دعوت کند و به دین تو قیام کند و او را روى زمین جایگزین گردان چنانچه
اسْتَخْلَفْتَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِ، مَکِّنْ لَهُ دینَهُ الَّذِى ارْتَضَیْتَهُ لَهُ، اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ
جایگزین کردى آنان که پیش از او بودند و آن دینى را که برایش پسندیده اى بدست او پابرجا کن و پس از ترس و خوفى که داشته
خَوْفِهِ اَمْناً، یَعْبُدُکَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً، اَللّـهُمَّ اَعِزَّهُ وَاَعْزِزْ بِهِ، وَانْصُرْهُ
آسایش خاطرى به او بده که با کمال خلوص تو را پرستش کند خدایا عزیزش گردان و دیگران را به او عزیز کن یاریش کن
وَانْتَصِرْ بِهِ، وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزیزاً، وَافْتَحْ لَهُ فَتْحاً یَسیراً، وَاجْعَلْ لَهُ مِنْ
و بوسیله او دیگران را یارى کن و بطور پیروزمندانه اى او را یارى کن و گشایش آسانى بهره اش کن و قرار ده برایش از
لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً، اَللّـهُمَّ اَظْهِرْ بِهِ دینَکَ وَسُنَّهَ نَبِیِّکَ، حَتّى لا
نزد خود حکومتى نصرت آور خدایا بدو دین خود و روش پیامبرت را آشکار ساز بطورى که
یَسْتَخْفِىَ بِشَىْء مِنَ الْحَقِّ مَخافَهَ اَحَد مِنَ الْخَلْقِ، اَللّـهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ
چیزى از امور حقه نماند که ناچار باشد از ترس مردم پنهانش کند خدایا ما با تضرع و زارى
اِلَیْکَ فى دَوْلَه کَریمَه، تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ،
به درگاهت از تو خواستاریم دولتى گرامى را که بهوسیله آن اسلام و مسلمین را عزت بخشى و نفاق و منافقین را منکوب سازى
وَتَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاهِ اِلى طاعَتِکَ، وَالْقادَهِ اِلى سَبیلِکَ، وَتَرْزُقُنا بِها
و ما را در آن دولت از زمره خوانندگان مردم بسوى اطاعت تو و از برندگان بسوى راه خود قرارمان دهى و بدان وسیله
کَرامَهَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ، اَللّهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ، وَما قَصُرْنا
بزرگوارى دنیا و آخرت را نصیب ما گرداندى خدایا آنچه را که از حق به ما شناسانده اى تاب تحملش را نیز به ما بده و آنچه را که از
عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ، اَللّـهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعْثَنا، وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا، وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا،
رسیدن بدان کوتاه آمدیم تو ما را بدان برسان خدایا بدان حضرت پراکندگیمان را برطرف کن و گسیختگیمان را دور کن و پریشانى ما را بدو پیوست کن
وَکَثِّرْبِهِ قِلَّتَنا، وَاَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا، وَاَغْنِ بِهِ عآئِلَنا، وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَُغْرَمِنا،
و کمى ما را بدو زیاد کن و خوارى ما را بدو عزت بخش و ندارى ما را بدو توانگرى بخش و بدهى ما را بوسیله اش بپرداز
وَاجْبُرْبِهِ فَقْرَنا، وَسُدَّ بِهِ خَلَّتَنا، وَیَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا، وَبَیِّضْ بِهِ وُجُوهَنا،
و فقر ما را بدو جبران کن و شکاف و تفرقه ما را بدو برطرف کن و سختى ما را بدو آسان کن و چهره هاى ما را بدو سفید گردان
وَفُکَّ بِهِ اَسْرَنا، وَاَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنا، وَاَنْجِزْ بِهِ مَواعیدَنا، وَاسْتَجِبْ بِهِ
و گرفتاران ما را بدو آزادکن و خواسته هاى ما را بدو روا کن و وعده هاى ما را به او تحقق بخش و دعاى ما را بدو مستجاب
دَعْوَتَنا، وَاَعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا، وَبَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ آمالَنا، وَاَعْطِنا بِهِ
کن و خواهشهاى ما را بوسیله او عطا کن و بوسیله او ما را به آرزوهاى دنیا و آخرت برسان و بوسیله او بیش از آنچه
فَوْقَ رَغْبَتِنا، یا خَیْرَ الْمَسْئُولینَ وَاَوْسَعَ الْمُعْطینَ، اِشْفِ بِهِ صُدُورَنا،
ما خواهانیم به ما بده اى بهترین درخواست شدگان و دست بازترین عطاکنندگان سینه هاى ما را با ظهورش شفا بخش
وَاَذْهِبْ بِهِ غَیْظَ قُلُوبِنا، وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فیهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِکَ، اِنَّکَ
و بوسیله او عقده دلهاى ما را برطرف کن و بدو ما را بدان حقى که مورد اختلاف است به اذن خود راهنمایى کن که براستى تو
تَهْدى مَنْ تَشآءُ اِلى صِراط مُسْتَقیم، وَانْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّکَ وَعَدُوِّنآ،
هر که را بخواهى به راه راست هدایت فرمایى و بدست او ما را بر دشمنانت و دشمنان ما نصرت ده
اِلـهَ الْحَقِّ آمینَ، اَللّـهُمَّ اِنّا نَشْکُو اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ،
اى معبود برحق آمین خدایا ما به تو شکایت کنیم از نبودن پیامبرمان که درودهاى تو بر او و آلش باد
وَغَیْبَهَ وَلِیِّنا، وَکَثْرَهَ عَدُوِّنا، وَقِلَّهَ عَدَدِنا، وَشِدّهَ الْفِتَنِ بِنا، وَتَظاهُرَ الزَّمانِ
و از غیبت مولایمان و از بسیارى دشمنان و کمى افرادمان و از سختى آشوبها و از کمک دادن اوضاع زمانه
عَلَیْنا، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِهِ، وَ اَعِنّا عَلى ذلِکَ بِفَتْح مِنْکَ تُعَجِّلُهُ،
به زیان ما پس درود فرست بر محمّد و آلش و کمک ده ما را بر این اوضاع به گشایش فورى از طرف خود و
وَبِضُرٍّ تَکْشِفُهُ، وَ نَصْر تُعِزُّهُ، وَ سُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ، وَ رَحْمَه مِنْکَ
برطرف کردن رنج وناراحتى و یارى با عزت و ظاهر ساختن سلطنت حقه و رحمتى از جانب تو که ما را
تَجَلِّلُناها، وَ عافِیَه مِنْکَ تُلْبِسُناها، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
فراگیرد و تندرستى از طرف تو که ما را بپوشاند به رحمتت اى مهربانترین مهربانان.
۱۱ـ در هر شب بخواند:
اَللّـهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِى الصّالِحینَ فَاَدْخِلْنا، وَفى عِلِّیّینَ فَارْفَعْنا، وِبَکَاْس
خدایا بوسیله رحمتت ما را در جرگه شایستگان وارد کن و درعلیین بهشت بالا بر و جامى
مِنْ مَعین مِنْ عَیْن سَلْسَبیل فَاسْقِنا، وَمِنَ الْحُورِ الْعینِ بِرَحْمَتِکَ
از آب خوشگوار چشمه سلسبیل به ما بنوشان و از حوریان بهشتى به رحمت خود
فَزَوِّجْنا، وَمِنَ الْوِلْدانِ الْمُخَلَّدینَ کَاَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَکْنُونٌ فَاَخْدِمْنا، وَمِنْ
به ازدواج ما درآور و از پسران جاویدان که همچون مرواریدانى در صدفند به خدمت ما بگمار و از
ثِمارِ الْجَنَّهِ وَلُحُومِ الطَّیْرِ فَاَطْعِمْنا، وَ مِنْ ثِیابِ السُّنْدُسِ وَالْحَریرِ
میوه هاى بهشتى و گوشت پرندگان به ما بخوران و از جامه هاى زربفت و ابریشم
وَالاِْسْتَبْرَقِ فَاَلْبِسْنا، وَلَیْلَهَ الْقَدْرِ وَحَجَّ بَیْتِکَ الْحرامِ وَقَتْلاً فى سَبیلِکَ
و دیبا به ما بپوشان و به درک فضیلت شب قدر و حج خانه کعبه و کشته شدن در راه خود
فَوَفِّقْ لَنا، وَصالِحَ الدُّعآءِ وَالْمَسْئَلهِ فَاسْتَجِبْ لَنا، وَاِذا جَمَعْتَ الأَوَّلینَ
ما را موفق بدار و دعاى شایسته و خواهش ما را برآور و چون اوّلین
وَالأخِرینَ یَوْمَ الْقِیامَهِ فَارْحَمْنا، وَبَرآئَهً مِنَ النّارِ فَاکْتُبْ لَنا، وَفى جَهَنَّمَ
و آخرین را در روز قیامت گرد آوردى در آن هنگام به ما ترحم کن و منشور رهایى ما را از آتش برایمان بنویس و در دوزخ
فَلا تَغُلَّنا، وَ فى عَذابِکَ وَ هَوانِکَ فَلا تَبْتَلِنا، وَ مِنَ الزَّقُّومِ وَالضَّریـعِ فَلا
ما را به زنجیر مبند و در شکنجه و خواریت ما را مبتلا مکن و از درخت زقوم و ضریع به ما
تُطْعِمْنا، وَ مَعَ الشَّیاطینِ فَلا تَجْعَلْنا، وَ فِى النّارِ عَلى وُجُوهِنا فَلا
مخوران و با شیاطین ما را در یکجا قرار مده و به رو در آتش دوزخ ما را
تَکْبُبْنا، وَ مِنْ ثِیابِ النّارِ وَسَرابیلِ الْقَطِرانِ فَلا تُلْبِسْنا، وَمِنْ کُلِّ سُوء یا
مینداز و از جامه هاى آتشین و پیراهنهاى آتش زاى قطران (آهن آب شده) به ما مپوشان و از هر بدى اى
لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ بِحَقِّ لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ فَنَجِّنا.(۱۶)
خدایى که جز تو معبودى نیست به حق کلمه «لا اله الاّ أنت» ما را نجات بخش.
۱۲ـ از حضرت صادق(علیه السلام) روایت شده است که در هر شب ماه رمضان این دعا را مى خوانى:
اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ فیـما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ فِى
خدایا از تو خواهم که در قضا و قدر حتمى و
الاَْمْرِ الْحَکیمِ، مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ تَکْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ
فرمان حکیمانه خود از آن قضایى که برگشت ندارد و تغییرپذیر نیست چنان مقرر دارى که ثبت کنى
بَیْتِکَ الْحَرامِ، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، اَلْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ،
نام مرا از حاجیان کعبه ات که حجشان قبول شده و سعیشان پذیرفته گردیده و گناهانشان آمرزیده شده
اَلْمُکَفَّرِ عَنْ سَیِّئاتِهِمْ، وَاَنْ تَجْعَلَ فیـما تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطیلَ عُمْرى
و از بدیهاشان صرفنظر گردیده و نیز در قضا و قدر خود مقرر دارى که عمر مرا
فى خَیْر وَعافِیَه، وَتُوَسِّعَ فى رِزْقى، وَتَجْعَلَنى مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدینِکَ،
در خوبى و تندرستى طولانى کنى وروزیم توسعه دهى و بگردانى مرا از آن کسانى که بوسیله آنان دینت را یارى کنى
وَلا تَسْتَبْدِلْ بى غَیْرى.(۱۷)
و مرا با دیگرى عوض نکنى.
۱۳ـ مرحوم محدّث قمى نقل کرده است که: در «أنیس الصالحین» آمده است که در هر شب از شبهاى ماه رمضان این دعا را بخوان:
اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِکَ الْکَریمِ، اَنْ یَنْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ، اَوْ یَطْلُعَ
پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از این که ماه رمضان از من بگذرد یا سپیده دم
الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتى هـذِهِ، وَلَکَ قِبَلى تَبِعَهٌ اَوْ ذَنْـبٌ تُعَذِّبُنى عَلَیْهِ.(۱۸)
امشب بزند و هنوز از تو در پیش من بازخواست یا گناهى مانده باشد که مرا بدان عذاب کنى.
۱۴ـ مستحبّ است در هر شب از ماه رمضان دو رکعت نماز خوانده شود و در هر رکعت حمد و توحید سه مرتبه و پس از سلام بگوید:
سُبْحانَ مَنْ هُوَ حَفیظٌ لا یَغْفُلُ، سُبحانَ مَنْ هُوَ
منزه است آن خداى نگهبانى که غفلت نکند منزه است آن خداى
رَحیمٌ لا یَعْجَلُ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ قآئِمٌ لا یَسْهُو، سُبْحانَ مَنْ هُوَ دائِمٌ لا یَلْهُو.
مهربانى که شتاب نکند منزه است آن خداى پابرجایى که کسى را از یاد نبرد منزه است آن خداى جاویدانى که به چیزى سرگرم نشود
سپس تسبیحات اربعه را هفت مرتبه بخواند و آنگاه بگوید:
سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ، یا عَظیمُ اِغْفِرْ لِىَ الذَّنْبَ الْعَظیمَ.
منزّهى تو منزّهى تو منزّهى اى خداى بزرگ بیامرز گناهان بزرگم را.
در پایان نیز ده مرتبه صلوات بفرستد بر پیغمبر و آل او(علیهم السلام). کسى که این دو رکعت نماز را بجا آورد خداوند متعال گناهان زیادى را از او بیامرزد.(۱۹)
۱۵ـ در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که هر کس در هر شب از ماه رمضان، سوره «إنّا فَتَحْنا» را در نماز مستحبّى بخواند، آن سال از بلاها محفوظ بماند.(۲۰)
۱۶ـ بجا آوردن هزار رکعت نماز در طول شبهاى ماه رمضان.
درباره کیفیّت بجا آوردن آن، روایات مختلف است ولى آنچه که در روایت «على بن مهران» از امام جواد(علیه السلام) نقل شده و گروه کثیرى از بزرگان آن را پذیرفته اند چنین است:
در دهه اوّل و دهه دوم ماه رمضان، در هر شبى بیست رکعت نماز خوانده شود (هر دو رکعت به یک سلام) به این نحو که هر شب، هشت رکعتِ آن بعد از نماز مغرب و دوازده رکعتِ آن، بعد از نماز عشا و در دهه آخر، در هر شبى سى رکعت خوانده شود; هشت رکعت بعد از نماز مغرب و بیست و دو رکعت، بعد از نماز عشا، که در مجموع هفتصد رکعت مى شود و باقیمانده آن که سیصد رکعت است در شب هاى قدر خوانده شود، یعنى در شب نوزدهم صد رکعت (به اضافه بیست رکعتى که قبلاً مى خواند) و در شب بیست و یکم صد رکعت (به اضافه سى رکعت) و در شب بیست و سوم نیز صد رکعت (به علاوه سى رکعت) که در مجموع هزار رکعت مى شود.(۲۱)
مناسب است که مؤمنان از این نماز (تا آن جا که مقدور است) غفلت نورزند.

——————————————————————————————————–
۱٫ همان مدرک، صفحه ۱۰۸٫
۲٫ اقبال، صفحه ۱۱۴٫
۳٫ همان مدرک.
۴٫ همان مدرک.
۵٫ زاد المعاد، صفحه ۱۰۸٫
۶٫ اقبال، صفحه ۱۱۷٫
۷٫ مصباح کفعمى، صفحه ۶۳۱ (همین روایت در اقبال، صفحه ۱۱۶، با مختصرى تفاوت، آمده است).
۸٫ اقبال، صفحه ۱۱۴٫
۹٫ همان مدرک، صفحه ۱۱۶٫
۱۰٫ همان مدرک و بلدالامین، صفحه ۲۳۲٫
۱۱٫ اقبال، صفحه ۷٫
۱۲٫ کافى، جلد ۴، صفحه ۶۸، حدیث ۱ و تهذیب، جلد ۴، صفحه ۲۰۱، حدیث ۴ و فقیه، جلد ۲، صفحه ۱۳۴، حدیث ۱۹۵۲٫
۱۳٫ اقبال، صفحه ۶۱٫
۱۴٫ به نظر مى رسد نامگذارى این دعا به «افتتاح» از کلمات آغازین این دعا گرفته شده که آمده است: اللّهم انّى افتتح الثّناء بحمدک (خدایا من با حمد تو ستایشم را آغاز مى کنم).
۱۵٫ زاد المعاد، صفحه ۱۱۰ و اقبال، صفحه ۵۸٫
۱۶٫ اقبال، صفحه ۶۱ و زادالمعاد، صفحه ۱۱۶٫
۱۷٫ اقبال، صفحه ۶۱٫
۱۸٫ مفاتیح الجنان، اعمال شبهاى ماه مبارک رمضان.
۱۹٫ مستدرک الوسائل، جلد ۶، صفحه ۲۱۵، حدیث ۶۷۷۰٫
۲۰٫ زاد المعاد، صفحه ۱۰۰٫
۲۱٫ اقبال، صفحه ۱۱٫