نويسنده: admin    بخش: پرسش های عقائدی, صفحه نخست    تاريخ: ۶ آذر ۱۳۹۳       

اثبات اینکه امام حسین (ع) فرزندی به نام رقیه داشته اند – استاد الفقهاء والمجتهدین میرزا جواد تبریزی (ره)

مزار کنونى حضرت رقیه بنت الحسین(علیهما السلام) در شام، از اول مشهور بوده، گویا حضرت امام حسین(علیه السلام) نشانى را از خود در شام به یادگارى سپرده است، تا فردا کسانى پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت(علیهم السلام) و حوادث آن پردازند، این دختر خردسال گواه بزرگى است بر اینکه در ضمن اسیران حتى دختران خردسال نیز بوده اند ، ما ملتزم به این هستیم که بر دفن حضرت رقیه(علیها السلام) در این مکان شهرت قائم است، حضرت(علیها السلام) در این مکان جان سپرده و دفن شده است. ما به زیارتش شتافتیم، و باید احترام او را پاس داشت، (نگویید خردسال است) على اصغر(علیه السلام) که کودک شیرخوارى بود، داراى آن مقامى است که روبروى حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) در کربلا دفن گردید، گفته اند که دفن وى در این مکان نشان از آن دارد که در روز حشر حضرت(علیه السلام) این کودک (على اصغر(علیه السلام)) خردسال را به دست خواهد گرفت و نشان خواهد داد. دفن این طفل خردسال (حضرت رقیه(علیها السلام)) در شام گواه بزرگ و نشان قوى از اسارت خاندان طهارت، و ستم روا داشته بر ایشان دارد، آن ستمى که تمام پیامبران از آدم تا خاتم بر آن گریستند، تا آنجا که خدا عزاى امام حسین(علیه السلام)را بر آدم خواند، از این رو احترام این مکان لازم است، به سخنان فاسد گوش فرا ندهید، و به سخنان باطلى که مى گویند: رقیه(علیها السلام)طفلى خردسال بیش نبود، گوش فرا ندهید، مگر على اصغر(علیه السلام)کودک خردسال نیست که در روز قیامت شاهدى خواهد بود، و موجب آمرزش گنهکاران شیعه خواهد شد ان شاء الله تعالى.

بنابراین بر همه واجب است احترام این مکان (محل دفن حضرت رقیه(علیها السلام)) را داشته باشند، و به سخنان فاسد و بیهوده اى که از گمراهى شیاطین است، گوش فرا ندهند و اعتنایى نکنند. ما با زیارت دختر امام حسین(علیه السلام)(رقیه(علیها السلام)) به خداوند متعال تقرب مى جوییم، آن دخترى که خود مظلوم بود، و خاندان وى همه مظلوم بودند.

نتیجه کلام: مجرد شهرت در ثبوت پاره اى از موضوعات خارجى کافى است و لذا اثبات قبر حضرت رقیه، بنت الحسین(علیهما السلام)، نیازى به اقامه بینه وجود ندارد بلکه صرف شهرت در اثبات آن مکان شریف کافى مى باشد.

—————————————————————————————-

. متن سخنرانى استاد الفقهاء میرزا جواد تبریزى(قدس سره) در حرم حضرت رقیه(علیها السلام) در سال ۱۳۸۱ هـ . ش .

. اسراء از بنى هاشم: عقیله ى بنى هاشم، زینب کبرى، دختر امیرالمؤمنین(علیه السلام); ام کلثوم یا زینب صغرى، دختر أمیر المؤمنین(علیه السلام); رباب بنت امرؤ القیس، زن امام حسین(علیه السلام); سکینه، دختر امام حسین(علیه السلام); فاطمه، دختر امام حسین(علیه السلام); رقیه، دختر امام حسین(علیه السلام). (نفس المهموم، ص ۴۵۶); رقیه، همسر مسلم بن عقیل.

و نام بعضى از اسراى کربلا در کتب مختلف ذکر شده است از جمله: بنت مسلم بن عقیل. الخوصاء، معروف به «ام الثغر»، زن عقیل و مادر جعفر بن عقیل، همراه با فرزندش در کربلا بود. ام کلثوم صغرى، دختر عبدالله بن جعفر وزینب کبرى، با همسرش قاسم بن محمد بن جعفر در کربلا بود و شوهرش در روز عاشورا شهید شد. رمله، مادر قاسم فرزند امام حسین(علیه السلام). شهربانو، مادر بچه ى شیرخوارى که هانی بن ثبیت با تیر او را شهید کرد و او غیر از شهربانو مادر امام سجاد(علیه السلام) است (مادر امام سجاد(علیه السلام)شهربانو در بدو ولادت امام سجاد(علیه السلام)فوت کرده بود). لیلى دختر مسعود بن خالد تمیمى، مادر عبدالله الاصغر، از زنان امیرالمؤمنین، و آن غیر لیلى مادر على اکبر است. فاطمه دختر امام حسن مجتبى(علیه السلام)و مادر محمد باقر(علیه السلام)همراه با زین العابدین(علیه السلام)بود.

اسراء از غیر بنى هاشم: حسنیه، خادمه ى زین العابدین(علیه السلام)همراه با فرزندش در کربلا بود. زن عبدالله بن عمیر کلبى همراه با شوهرش در کربلا بود. فکیهه، مادر قارب بن عبدالله بن اریقط، که قارب در مرحله اول شهید شد. بحریه، دختر مسعود خزرجى همراه با شوهرش جناده بن کعب و فرزندش عمرو بن جناده به کربلا آمد و فرزند و شوهرش هر دو در کربلا شهید شدند. جاریه مسلم بن عوسجه اسدى. (بعضى مى گویند مراد ام خلف، زن مسلم بن عوسجه است). بعضى ذکر کرده اند که تعداد اسراى مرد در کربلا ۸ نفر بودند و بعضى نقل کرده اند ۱۲ نفر بودند. (قصه کربلاء، عربى، ص ۴۳۰)

. منابع تاریخى نام این کودک را متفاوت ذکر کرده اند، در برخى منابع عبدالله ]محمد بن حبیب بغدادى، ص ۴۹۱; ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۷، ص ۲۰۹; ابن جوزى، المنتظم، ج ۵، ص ۳۴۰; شیخ مفید، ارشاد; ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبین; تاریخ طبرى، ج ۵، ص ۴۶۸[ در برخى منابع على اصغر]ابن اعثم کوفى، الفتوح، ص ۹۷; سید بن طاووس، بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۴۵; مقتل خوارزمى، ج ۲، ص ۳۲ [ذکر شده است. و برخى از منابع دو کودک براى حضرت ذکر کرده اند به نامهاى «عبدالله» و «على اصغر» ]محمد بن جریر طبرى (قرن ۴) دلائل الامامه، ص ۷۴[. «ابن اعثم» (م ۳۱۴)، نخستین مورخى است که از طفل شیرخوار با نام على یاد کرده و از او با نام (على فى الرضاع) تعبیر کرده است ]ابن اعثم کوفى، الفتوح، ج ۵، ص ۱۱۵[. و اولین کسى که نام یکى از فرزندان امام حسین (علیه السلام)را افزون بر على اکبر(علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام)، عبدالله و على اصغر دانسته است، «طبرى» شیعى از علماى قرن چهارم است. و پس از وى «ابن خشاب» (م ۵۶۷ هـ) و «ابن شهر آشوب» (م ۵۸۸ هـ) نام این طفل را «على اصغر» نگاشته اند و پس از آن این نام به منابع متأخرتر راه پیدا کرده است.

۱٫ سن على اصغر(علیه السلام): سن على اصغر(علیه السلام) نیز در منابع مختلف است عده اى او را صغیر ]ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبین، ص ۹۴[ و بعضى مثل یعقوبى مى گوید: «قد وَلَدَ له فى تلک الساعه فَاذنَ فى اُذُنه; وجعل یحنکه ]تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۴۵[ بچه در آن ساعت به دنیا آمد پس حضرت در گوش او اذان گفت و کام او را برداشت» بعضى نیز مانند محمد بن سعد (م ۲۳۰ هـ) و ذهبى از پسرى سه ساله براى امام حسین (علیه السلام)سخن به میان آورده اند که او را با تیرى شهید کرده اند.]محمد بن سعد، ترجمه الحسین ومقتله، ص ۱۸۲; شمس الدین ذهبى، سیر اعلام النبلاء، ج ۳، ص ۳۰۲[ بعضى از فرزندان امام حسین(علیه السلام) به عنوان شیر خوار تعبیر کرده و مى گویند: از تشنگى، روز عاشورا بى تاب شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود: از یاران و فرزندانم، کسى جز این کودک نمانده است. نمى بینید که چگونه از تشنگى بى تاب است؟ در «نفس المهموم» آمده است که فرمود: «ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل» در حال گفتگو بود که تیرى از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر(علیه السلام) را درید. امام حسین(علیه السلام) خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشید. ]معالى السبطین، ج ۱، ص ۴۲۳[ در کتاب هاى مقتل، هم از «على اصغر(علیه السلام)» یاد شده، هم از طفل رضیع (کودک شیرخوار) و در اینکه دو کودک بوده یا هر دو یکى است، اختلاف است. در زیارت ناحیه مقدسه، درباره این کودک شهید، آمده است: «السلام على عبدالله بن الحسین، الطفل الرضیع، المرمى الصریع، المسحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح بالسهم فى حجر ابیه، لعن الله رامیه حرمله بن کاهل الاسدى». ]بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۶۶ [و در یکى از زیارت نامه هاى عاشورا آمده است: «وعلى ولدک على الاصغر الذى فجعت به» این کودک، با عنوان هاى شیرخواره، شش ماهه، باب الحوائج، طفل رضیع و… یاد مى شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمى است که در ارتباط با او آورده مى شود.

قاتل کودک: در مورد نام قاتل کودک امام حسین (علیه السلام) نیز آراء مورخین متفاوت است. چنانکه برخى قاتل را هانى بن ثبیت حضرمى مى دانند.]تاریخ طبرى، ج ۵، ص ۴۶۸; الکامل، ج ۱۱، ص ۲۰۹[ و برخى مورخین عقبه بن بشر را قاتل طفل مى دانند ]مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانى، ص ۹۴ [و برخى حرمله بن کاهل اسدى ]شیخ مفید، ارشاد; سید بن طاووس[ و عده اى دیگر درباره قاتل کودک سکوت کرده اند.

کیفیت شهادت و عکس العمل سیدالشهداء(علیه السلام) بعد از شهادت کودک:

درباره چگونگى شهادت طفل شیرخوار نیز منابع اولیه شهادت او را در آغوش یا در دامان حضرت ذکر کرده اند. یعقوبى نوشته است: در این حال حضرت سوار اسب خویش بود که نوزادى را که در همان ساعت براى او تولد یافته بود بدست وى دادند. پس در گوش او اذان گفت و کام او را برمى داشت که ناگهان تیرى در گلوى کودک نشست و او را سر برید. امام حسین (علیه السلام) تیر را از گلوى کودک کشید و او را به خونش آغشته ساخت و گفت: «والله لانت اکرم على الله من الناقه ولمحمد اکرم على الله من الصالح; بخدا سوگند که تو از ناقه صالح نزد خدا گرامى تر هستى و محمد (صلى الله علیه وآله) هم از صالح(علیه السلام)گرامى تر است» سپس آمد و او را پهلوى فرزندان و برادرزادگان خود نهاد. ]تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۴۵; شیخ مفید ارشاد، ج ۲، ص ۱۰۸[ ابى مخنف مى گوید: در حالى که حسین (علیه السلام)نشسته بود فرزند کوچکش را نزدش آوردند. عبدالله بن حسین بود، حضرت او را در دامن خویش نشاند. در همان حال که در دامنش بود شخصى از بنى اسد به نام حرمله بن کاهل یا هانى بن ثبیت حضرمى تیرى بسویش پرتاب کرده گلویش را برید. حسین (علیه السلام) خونش را گرفت و وقتى کف دستش پر شد خون را روى زمین ریخت و گفت پروردگارا اگر نصرت آسمانیت را از ما برداشته اى آن را مقدمه خیر قرار بده و انتقاممان را از این گروه ظالم بگیر. ]طبرى، ج ۵، ص ۴۴۸; مقتل ابى مخنف، تحقیق استاد محمد هادى یوسفى غروى، ترجمه و تدوین جواد سلیمانى[ اما ابوالفرج اصفهانى مى گوید: حضرت خون را بسوى آسمان پاشید و قطره اى از آن بر زمین نریخت.]مقاتل الطالبین، ص ۹۵[ سید بن طاووس گوید: زینب خواهر امام حسین(علیه السلام)کودک را بیرون آورد و گفت، برادرم این کودک تو است که سه روز آب نخورده پس جرعه اى آب برایش بخواه. امام (علیه السلام) او را روى دست گرفت و فرمود: اى مردم