نويسنده: admin    بخش: زندگی نامه, زىّ طلبگى    تاريخ: ۹ مرداد ۱۳۹۲       

مرحوم حجت الاسلام والمسلمین عبائى ‏رحمه الله نقل مى‏کند که فقیه مقدس، میرزاى تبریزى‏قدس سره از نظر معیشتى وضع آن چنان خوبى در نجف نداشتند و روزها را با سختى مى‏گذراندند. مرحوم عبایى مى‏گوید: بعضى از علماء در نجف اشرف مهر نان مى‏دادند، شنیدم که مهر نان به مرحوم میرزاقدس سره نمى‏رسد با توجه به علاقه‏اى که به مرحوم میرزاقدس سره داشتم تصمیم گرفتم به خدمت آن عالم بزرگوار بروم و بگویم: مهر نان شما به میرزاقدس سره نمى‏رسد، ایشان گرفتار است. آن بزرگوار فرمود: من میرزاقدس سره را ندیدم. یک فرصتى شود ایشان را ببینم! مرحوم عبایى مى‏گوید: به مرحوم میرزاقدس سره گفتم که نزد فلان بزرگوار بروید تا شما را ببیند، شما در وضعیتى نیستید که بدون کمک دیگران درس بخوانید، در هر حال هر کارى یک مقدمات و یک اصولى دارد. مرحوم میرزاقدس سره ضمن احترام و تقدیر علماء و دعا براى آن عالم بزرگوار مى‏گوید: من به نجف آمدم که درس بخوانم و وقت ندارم براى نان به این طرف و آن طرف بروم، باید این مسائل را تحمل کنم. خدا گره ما را باز خواهد کرد، ان شاءاللَّه تعالى.