نويسنده: admin    بخش: صفحه نخست, مناسبتها    تاريخ: ۳۰ مرداد ۱۳۹۰       

مؤلف بزرگوار در این کتاب قریب یازده هزار حدیث از سخنان کوتاه و کلمات قصار امیر المؤمنین علیه السّلام را گرد آورى کرده و به راستى زحمت فراوانى در این راه کشیده و این کلمات را که به گفته ارباب تراجم بیش از چهار هزار بیت- در اصطلاح گذشتگان – مى‏باشد از روى کتابهاى بسیارى جمع آورى و گرد آورده، و در آغاز و خطبه کتاب چنین فرموده: «شکر و سپاس معبودى را که سزاست که به همراهى توفیق ما را به جادّه طریق معرفت خویش رهنما گردیده، و به سبب آراستگى ما به زیور توحید او ما را بر همه بندگان دیگر مزیّت بخشیده، حمد مى‏کنم او را بر نعماى جداگانه و آلاى توامانش، حمدى که قاصر باشد از وصول به نهایت آن اندیشه‏هاى جهانیان، و عاجز ماند از شمردن آحاد آن دریافتهاى عالمیان.

 و گواهى مى‏دهم که نیست معبودى مگر خدا، تنهاست، نیست انبازى از براى او، مثل گواهى کسى که گویا باشد به راستى زبانش، و پر باشد از اعتقاد به حق، دل اخلاص نشانش.

 و گواهى مى‏دهم که حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله برگزیده اوست از میان سایر عباد، و رسول دعوت کننده به راه راستى و سداد، فرستاده است او را به رسالت در حالتى که همگى امّتان پیرو مذاهب باطله بودند و تابع یکدیگر در گمراهى‏ها.

 پس به راهنمایى پیغمبر خود صلوات اللَّه و سلامه علیه و آله شناسانید به ایشان راههاى واضح دین را، و روشن کرد از براى ایشان پلّه‏هاى یقین را، تا این که روشن گشت حق و درخشان گردید، و هلاک شد باطل و کشته شد.

 درود و رحمت الهى باد بر آن حضرت و بر آل و اهل بیت او که برگزیدگان نیکوکارند، و بر صحابه او که برگزیده شدگان نیکوکردارند، رحمتى که منقطع‏ نشود در اوقات شب و ساعات روز.

 بعد از حمد و صلاه: گفته است اسراف کننده بر نفس خود محتاج به رحمت ربّانى عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد آمدى تمیمى- خوشنود باد از او خدا- پس به درستى که باعث بر تخصیص فواید این کتاب و تعلیق آنها و جمع کلمات آن و تنمیق آنها، چیزى است که شاد گشته به آن ابو عثمان جاحظ از خود و شمرده آن را، و نوشته آن را در دفتر خود و تحدید کرده آن را، که آن عبارت از صد کلمه حکمت است که به اعتبار تازگى مضامین و معانى رمیده از اسماع و جامع انواع انتفاعند که آنها را جمع و ضبط کرده از حضرت امیر المؤمنین علیّ بن ابى طالب علیه السّلام، پس با خود گفتم که خدایا به فریادرس مرا… تعجّب است از این مرد که علامه زمان و یگانه امثال و اقران بوده است با وجود تقدّم در فنون علم و برآمدگى بر ذروه مراتب به فهم، و نزدیکى او به صدر اوّل و بخش گرفتن او در فضیلت به سهم افزونتر و بهره بزرگتر، چگونه نابینا گشته از بدر منیر و راضى شده از بسیار به اندک و آیا هست آنچه او ذکر کرده از جمله کلمات حکمت آیات آن حضرت مگر بعضى از کلّى، و اندکى از جلّى، و شبنمى از باران بسیار بزرگ قطره‏اى، و به درستى که من با وجود گرفتگى دل و کوتاهى مرتبه از رتبه کمال، و اعتراف به- عجز از دریافت غایت رتبه افاضل از صدرهاى پیشینیان و قصور از جریان در میدان ایشان، و کم وزنى نسبت به اوزان آن سنجیده روشان، جمع کردم اندکى از حکمتهاى قصیره آن حضرت، و قلیلى از سخنان بزرگ منزلت آن والا رتبت را، که لال و بى‏زبانند ارباب بلاغت از معارضه آن، و نومیدند اهل حکمت از آوردن مثل و مانند آن.

 و خدا داناست که نیستم من در این باب مگر مانند کسى که از دریا به کف آب بر گیرد، و مثل شخصى که معترف به تقصیر باشد، هر چند مبالغه در وصف آن نماید، و چگونه چنین نباشد و حال آنکه آن حضرت- بر او باد درود- بود

                                                                 مشاهده کتاب

     دانلود کتاب با ترجمه برای کامپیوتر                                             دانلود کتاب با ترجمه برای موبایل